ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٩٢ - شرح لغات
و ضحّاك و قتاده است و ديگران از قاريان. (تدّعون) با تشديد خواندهاند و كسايى فسيعلمون با ياء خوانده و بقيّه با تاء قرائت كردهاند.
دليل:
امّا قول خدا. تدعون. پس مقصود اينست هذا الّذى كنتم به تدعون اللَّه. اين آنست كه شما او را خدا ميخوانديد مثل قول خداى تعالى( سَأَلَ- سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ). و امّا تدّعون بتشديد. پس معنايش اينست: كه تداعى بوقوع آن داشتيد.
ابن جنّى گويد: مقصود اينكه دعوت بوقوع آن ميان شما ظاهر بود مثل قول خداى تعالى در معناى عموم.( وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ). يعنى ميان شما اين موضوع فاش نشود. و معناى تدّعون اينجا از ادّعاء حقوق نيست فقط بمعناى تداعى از دعاء است نه از دعوا چنان كه در قول شاعر است فما برحت خيل تثوب و تدعى. آرام نداشت كسى كه ميجست و ادّعاء مىكرد مقصود ميان ايشان زياد ميكرد. اى فلانى.
شرح لغات:
ميگويند: كببته فاكبّه. انداختم او را پس افتاد و آن كم است مانند قشعت الرّبح السّحاب فاقشعت باد ابر را پراكنده كرد. پس پراكنده شد و نزفت البئر فانزفت. آب چاه را كشيدند. پس آبش رفت و نسلت، ريش الطّائر فانسل پر مرغ را كشيد پس كنده شد.
الزلفه: بمعناى قربت و نزديكى است و آن مصدر است مفرد و جمع آن يكسانست و از آنست مزدلفه براى نزديكيش بمكّه. و گاهى زلفه جمع زلفا