ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٧ - مقصود و تفسير
اينكه گاهى سبح و گاهى يسبّح فرموده آن اشاره بدوام تنزيه است در- گذشته و آينده.
((الْمَلِكِ)) يعنى: تواناى بر تصرّف چيزها.
((الْقُدُّوسِ)) يعنى: مستحق تعظيم و پاك از هر نقص.
((الْعَزِيزِ)) توانايى كه چيزى بر او محال و ممتنع نيست.
((الْحَكِيمِ)) داناى چنان كه هر چيز را بجاى خويش ميگذارد.
|
جهان چون چشم و خال و خط و ابروست |
كه هر چيزى بجاى خويش نيكوست |
|
|
عسل در باغ هست و غوره هم هست |
زليخا هست و مريم كوره هم هست |
|
مجاهد و قتاده گويند:
(هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ) يعنى: در ميان عرب حجاز كه مردمى بيسواد بودند نميخواندند و نمىنوشتند و پيامبرى بايشان مبعوث نشده بود.
و بعضى گفتهاند: يعنى اهل مكّه براى اينكه مكّه را ام القرى مينامند[١]
[١] مترجم گويد: اين قول حقى است، زيرا اين قول ريشهاش بيانات صريح ائمه معصومين : مخصوصا حضرت جواد الأئمه ٧ است، و مرحوم صدوق عليه الرحمه باسناد صحيح و معتبر خودش در كتاب معانى الاخبار ص ٥٣ طبع قم ١٣٧٩ در حديث ٦- از حضرت ابا- جعفر محمد بن على الرضا ٧ نقل كرده كه جعفر بن محمد راوى گويد گفتم: چرا اى پسر رسول خدا پيامبر را امّى ميگويند، فرمود: مردم( يعنى سنّىها) چه ميگويند، گفتم خيال ميكنند كه او سواد نوشتن نداشت براى اين امّى بيسواد باو ميگفتند، حضرت فرمود: دروغ گفتند لعنت خدا بر آنها باد، چگونه اينطور بوده و حال آنكه خدا ميفرمايد: هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي- الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ ...( پس چگونه چيزى را كه نميدانست بديگران بياموزد، قسم بخدا كه رسول خدا٦ به هفتاد و دو و يا هفتاد و سه زبان ميخواند و مينوشت و او را از اين جهت امّى ناميدهاند كه از اهل مكّه بود، و مكّه از امّهات قراء بوده و مؤيّد اين قول خداى عزّ و جلّ است، لِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرى وَ مَنْ حَوْلَها.
مترجم گويد منتهى اين نيروى علمى آن حضرت حصولى بود نه تحصيلى و اين خود معجزه بزرگ بود كه آن حضرت با نخواندن درس چنين بود.
چنان كه حافظ گويد:
|
نگار من كه بمكتب نرفت و خط ننوشت |
بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد |
|