ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٦٦ - مقصود و تفسير
سپس خداوند خود را تعريف كرد و فرمود:
(الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ) يعنى آفريد مرگ را براى بندگى به سبب صبر بر آن، و ايجاد كرد زندگى را براى بندگى بسبب شكر و سپاس بر نعمت زندگى. و بعضى گفتهاند: مرگ را ايجاد كرد براى اعتبار و زندگى را آفريد براى توشه گرفتن.
و بعضى گفتهاند: كه ذكر مرگ را بر زندگى مقدّم داشته است براى اينست كه آن بقهر و غلبه نزديكتر است چنان كه بنات را بر بنين مقدّم داشت در قول خودش( يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ إِناثاً وَ يَهَبُ لِمَنْ يَشاءُ الذُّكُورَ) بهر كس دختر ميبخشد و بهر كس خواهد پسر. چون دختر و زن بمغلوبيت، و مقهوريت از مرد نزديكتر است[١].
و بعضى گفتهاند: مرگ را مقدّم داشته براى اينست كه آن مقدّم و جلوتر بوده چون همه چيزها در اوّل در حكم اموات و مردگان بودهاند مانند نطفه و خاك سپس زندگى بر آن عارض شده است.[٢]
[١] اين تعليل عليل است زيرا براى خداى قاهر و قادر موت و حيات اشياء يكسانست.( مترجم)
[٢] بعبارت ديگر چون مرگ از امور عدميّه است و عدم ذاتا مقدّم بر زندگى و وجود است براى همين مرگ را جلو انداخته و يا براى اين باشد كه مردم همواره مرگ را تابلوى خود قرار داده و فراموش نكنند.( مترجم)