ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٦ - لغت
لغت:
الزعم: قوليست از گمان يا علم كه گاهى راست و مطابق با واقع و اكثرا مخالف با واقع است، و براى همين از باب گمان و علم آمده و عمل آن را انجام ميدهد، شاعرى گويد:
|
فان تزعمينى كنت اجهل فيكم |
فانى شريت الحلم بعدك با الجهل |
|
پس اگر تو خيال ميكنى كه من در ميان شما مجهول و ناشناختهام پس من حلم و بردبارى را بعد از تو بجهل خريدارى نمودم، شاهد در كلمه تزعمينى است كه بمعناى گمان آمده است.
الاولياء: جمع ولى و ولى: آنست كه شايسته و سزاوار باشد به يارى نمودن آنكه او را دوست و ولايت دارد در موقع حاجت.
خدا ولىّ مؤمنين است بعلّت اينكه او متولّى نصرت و يارى ايشانست در موقع نياز ايشان و مؤمن ولى اللَّه است براى همين علّت، و ممكن است كه مؤمن ولى خدا باشد براى اينكه مطيع خداست و قبول ميكند يارى خدا را موقع حاجت و نياز. جبائى و قاضى گويند:
و التمنّى: آن گفته گوينده است چون ممكن است آنچه بخواهد نشود و ممكن است آنچه نخواهد بشود، پس آن متعلّق بگذشته و آينده خواهد بود، و آن از جنس كلام است.
ابو هاشم گويد: آن معنايى است در خاطر انسانى كه توافق با اين قول ميكند.
و الجمعة و الجمعة: دو لغتاند و جمع آنها جمع و جمعات است فراء گويد: در آن لغت سوّمى ميباشد و آن جمعه بفتح ميم است مثل ضحكه