ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٢٦ - شرح لغات
مشغول گرفتن برّها بود، شاهد اين بيت كلمه اطفت است كه بمعناى آميزش و جماع در روز آمده.
الرخال: برّه ميش را گويند مفردش رخل است.
الرد: بمعناى منع است، از گفته عربها حاردت السنه هر گاه باران نبارد، و حاردت الناقه آن گاه كه از دوشيدن شيرش ممانعت كند.
كميت شاعر گويد:
|
و حاردت المكد الجلاد و لم يكن |
بعقبه قدر المستعيرين معقّب |
|
و منع كردند شتران پر شير از دوشيدن شير و حال آنكه بسبب برگردانيدن ظرف از باقيمانده طعام چيزى نمانده، شاهد اين بيت كلمه حاردت است كه بمعناى ممانعت آمده.
و نكد هم روايت شده و آن شترانى هستند كه شير فراوان داشته باشند و گفتهاند كه اصل حرد قصد است. گويد:
|
اقبل سيل جاء من عند اللَّه |
يحرد حرد الجنة المغلة |
|
سيلى از طرف خدا آمد كه قصد ميكند قصد كردن باغ گندم و غلّه را كه ويران كند و از بين ببرد، شاهد اين بيت كلمه يحرد است و حرد، كه به معناى قصد كردن و قصد ميكند آمده.
يعنى قصد ميكند، و حرد يحرد حرداً بمعناى قصد و يقصد قصدا است و بعضى گفتهاند حرد بمعناى خشم و غضب و كينه است.
اشهب بن رميله گويد:
|
اسود شرى لاقت اسود خفية |
تساقوا على حرد دماء الاساود |
|
شيران بيشهاى كه شير بسيار داشت با شيران نيستان كه مخفى بودند برخورد