ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٣٣ - تفسير و مقصود از اين آيات
گواهى ميدهم و دروغ هم نگفتهام كه محمّد ٦ پيامبر آن چنان خداست از بالاى آسمانها و اينكه پدر يحيى (كه كنيه اوست)، و يحيى هر دوى آنها برايشان در دين عملى است كه قبول كردهاند و البتّه آنكه در جزع و بطن نخله (كه نام دو مكانست) و كسى كه نزديك آن است كم و از خوبى بركنار است. پس گفت زياد كن براى من آيات را.
پس باز سرود:
|
و فينا رسول اللَّه نتلو كتابه |
كما لاح معروف مع الصّبح ساطع |
|
|
اتى بالهدى بعد العمى فنفوسنا |
به موقنات انّ ما قال، واقع |
|
|
يبيت يجافى جنبه عن فراشه |
اذا رقدت بالكافرين المضاجع |
|
و در ميان ما پيغمبر خدا بود كه ما كتاب خدا را تلاوت ميكرديم چنانچه ستاره صبح آشكار است با طلوع صبح آمد براى رهبرى و هدايت ما بعد از كورى ما پس نفوس ما بسبب آن هدايت يقين كرد كه در آنچه گفته واقع است ميخوابيد در كنار او در حالى كه از بستر او تجافى و اعراض داشت.
هنگامى كه كافرها در خوابگاههاى خود در خواب بودند پس گفت باز هم بگو. پس سرود:
|
شهدت بانّ وعد اللَّه حقّ |
و انّ النّار مثوى الكافرينا |
|
|
و انّ محمّدا يدعوا بحقّ |
و انّ اللَّه مولى المؤمنينا |
|
گواهى ميدهم به اينكه وعده خدا حقّ و البتّه آتش دوزخ جايگاه كافران ماست.
و گواهى ميدهم كه محمّد ٦ دعوت بحقّ ميكرد، و البته خدا ناصر و ياور مؤمنان ماست.