ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٦١ - دليل
٢- اگر استقامت بر راه كفر داشتند.
و بر قول اوّل استدلال شد بقول خداى تعالى.( وَ لَوْ أَنَّهُمْ أَقامُوا التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِمْ مِنْ رَبِّهِمْ لَأَكَلُوا مِنْ فَوْقِهِمْ). اگر ايشان اقامه كرده بودند توراة و انجيل و آنچه از پروردگارشان بر آنها نازل شده هر آينه ميخوردند، از بالاى خودشان. و قول خدا:( وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ- بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ). و اگر اهل دهات و شهركها ايمان آورده، و پرهيزكارى ميكردند هر آينه بركات آسمان و زمين را بر ايشان ميگشوديم، و بر قول ديگر استدلال شده. بقول خداى تعالى.( وَ لَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ). و اگر مردم همه يك امّت بودند، ما هر آينه قرار ميداديم براى كسى كه كافر بخداى بخشاينده ميشود براى منازلشان سقفهايى از نقره.
و امّا قول خدا.( وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ). سيبويه پنداشته كه مفسّرين آن را حمل بر اوحى نمودهاند مثل اينكه فرموده (اوحى الى ان المساجد للَّه) بمن وحى شده كه مسجدها مخصوص خداست و مذهب خليل اينست كه آن محمول بر قول او. و لان المساجد للَّه فلا تدعوا. چنان كه قول خدا.( وَ إِنَّ هذِهِ أُمَّتُكُمْ) حمل شده بر و لان هذه امّتكم امّة واحدة و انا ربّكم فاعبدونى. و هر آينه اين امّت شما يك امّت است و من پروردگار شمايم. پس مرا پرستش و عبادت كنيد يعنى براى اين مرا عبادت كنيد و مانند آن در گفته خليل. لايلاف قريش است گويا اينكه گفته براى اين هر آينه عبادت كنيد صاحب اين خانه را.
سيبويه گويد اگر انّ المساجد مكسور خوانده شود كار خوبى است و امّا قول خدا.( وَ أَنَّهُ لَمَّا قامَ عَبْدُ اللَّهِ) پس آن حمل بر اوحى الىّ شد. و ميشود از قول خدا وحى قطع شود و استيناف باو شود. يعنى واو استينافيه باشد، چنانچه