ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٢٧ - اعراب
و در لفظ جبرئيل چهار لغت آمده: ١- جبرئيل بر وزن قنديل ٢- جبرئيل بر وزن عندليب ٣- جبرئيل بر وزن جحمرش ٤- جبرئيل بفتح جيم و كسر راء بدون همزه و آن از وزنهاى عرب خارج است بعلّت اينكه آن در عربيت مثل قنديل نيست و البتّه بتمام اين چهار لغت خوانده شده است و ما گفتيم اختلاف قرائت را در لفظ جبرئيل در سوره بقره.
و بعضى از عربها هستند كه جبرال را بتشديد لام ميگويند. و بعضى از ايشانند كه لام را تبديل بنون نموده و جبران ميخوانند و قول خدا( هُوَ مَوْلاهُ) در (هو) دو وجه جايز است:
١- اينكه فصلى باشد كه داخل شده تا اينكه فصل ميان نعت و خبر باشد و كوفيها آن را عماد مينامند.
٢- اينكه مبتداء باشد و مولاه خبر و جمله خبر انّ است، و كسى كه (مولاه) را بمعنى سيّد و خالق قرار داده وقف بر قول خدا (مولاه) نموده و جبرئيل را مبتداء و صالح المؤمنين را عطف بر آن و ملائكه نيز عطف بعد از عطف قرار داده و ظهير را خبر او و اين جايز است براى اينكه فعيل بر صيغه مفرد و جمع واقع ميشود مانند فعول خداوند سبحان فرموده( خَلَصُوا نَجِيًّا) پس ظهير مثل نجّى است و قال( فَإِنَّهُمْ عَدُوٌّ لِي) و گفت پس البتّه ايشان دشمن منند.
و كسى كه (مولاه) را بمعناى ولى و ناصر قرار داده جايز دانسته كه وقف بر قول خدا و جبريل و بر صالح المؤمنين نموده و شروع كند،( وَ الْمَلائِكَةُ بَعْدَ ذلِكَ ظَهِيرٌ). پس ظهير راجع بملائكه باشد.