ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٨ - مقصود و تفسير
كفر نمودند.
(فَطُبِعَ عَلى قُلُوبِهِمْ) يعنى: مهر گذارده شد بر قلوبشان به داغ و علامتى كه فرشتگان بين آنها و مسلمين حقيقة تميز دهند.
ابى مسلم گويد: يعنى چون آنها الفت گرفتند با كفر و عناد و گوش بسخن حق ندادند و درباره معاد و قيامت فكر نكردند، خداوند آنها را واگذارد باختيار خودشان و ياريشان نكرد، پس اين مهر شد بر قلوبشان و او آنها را مأنوس كرد بآنچه از كفر معتاد شده بودند.
(فَهُمْ لا يَفْقَهُونَ) يعنى: از جهتى كه تفكّر و انديشه نميكردند حق را نميدانستند تا تميز ميان حق و باطل بدهند.
(وَ إِذا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسامُهُمْ) و چون ايشان را بنگرى از نيكويى صورتشان و تماميت خلقتشان و زيبايى هيكلشان تعجّب ميكنى.
(وَ إِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ) يعنى: و چون چيزى بگويند براى خوبى منطقشان و فصاحت زبان و بلاغت بيانشان بسخنانتان گوش ميدهند.
(كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ) يعنى: گويا ايشان پيكرهاى بىروحند خداوند آنها را در خالى بودن از عقل و فهم تشبيه بچوبهاى ديوار فرموده به چيزى كه هيچگونه روح (نه نباتى و نه حيوانى و نه انسانى) در آن نيست.
و بعضى گفتهاند: خداوند ايشان را تشبيه بچوب پوسيده موريانه خورده كه هيچ خير در آن نيست نموده كه هر كس آن را به بيند خيال كند چوب صحيح و سالم است از جهتى كه ظاهرش مصفّا و زيبا و باطنش بيفايده است، پس همين طور است منافق ظاهرش آراسته و شگفتآور و باطنش از خوبى خالى.