ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١١٩ - مقصود و تفسير
آسمان سوّم بر آن قبّه است تا ذكر كرد چهارم و پنجم و ششم و فرمود: و زمين هفتم بالاى آسمان ششم و آسمان هفتم بر آن قبّه است. و عرش خدا بالاى آسمان هفتم است و آن قول خداى تعالى است( سَبْعَ سَماواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَ).
(يَتَنَزَّلُ الْأَمْرُ بَيْنَهُنَ) نازل ميشود امر ميان آسمان و زمين و البتّه امر از طرف خدا در اختيار پيامبر ٦ قرار ميگيرد و آن حضرت بر روى زمين- (مدينه طيّبه و مكّه معظّمه) و البتّه امر از بالا نازل ميشود از ميان آسمانها و زمينها پس بنا بر اين مقصود اينست فرشتگان اوامر را بسوى پيامبران، نازل مىكنند.
و بعضى گفتهاند: يعنى نازل ميشود امر ميان آسمانها و زمينها، از خداى سبحان به زنده بودن بعضى و مردن بعضى و سلامتى قومى، و هلاكت ديگرى و توانگرى فردى و تهيدستى ديگرى، و تدبير كارها همه بر وفق حكمت و صلاح ديد خداست.
(لِتَعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ) براى اينكه بدانيد كه البته خدا بر هر چيز تواناست. يعنى به آفريدن آسمانها و زمينها. و استدلال به اين آيه شده بر اينكه آفريدگار آسمان و زمين قادر بالذّات است.
و نيز عالم بالذّات است بدليل قول او( وَ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَحاطَ بِكُلِّ شَيْءٍ عِلْماً) و البتّه خدا بهر چيز احاطه علمى دارد. يعنى كه معلومات خدا مشخّص و از هم جدا و ممتاز براى او و بمنزله چيزيست كه خدا بآن احاطه دارد و از او چيزى فوت نميشود. و همين طور است گفته او( وَ لا يُحِيطُونَ بِهِ عِلْماً) يعنى او چيزى نيست كه علم بذات او حاصل شود يا بر او احاطه نموده و محاط و محدود گردد.