ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٧٤ - تفسير و مقصود
شود. بعلّت اينكه نميگويند بئس الرّجل مگر بر صورت مذمّت. و جهت حكمت و مصلحت در فعل عقاب همان زجر و تهديدى است كه جلوتر مكلّف را نموده بود. كه قبلا باو گفته ميشود اگر نماز نخواندى و روزه نگرفتى و حج نرفتى جايت دوزخ است. و ممكن نيست زجر و تهديد شود مگر بآن عقاب و اگر آن نبود هر آينه وادار بكار زشتى شده بود.
(إِذا أُلْقُوا فِيها سَمِعُوا لَها شَهِيقاً) يعنى وقتى كافرها را در آتش ميفكنند از آتش صداى ناراحت كنندهاى مثل صداى ديك موقع جوش آمدن، و غلغل كردن بشنوند. پس بشنيدن اين عذابشان بزرگ ميشود، براى ترس و هراسى كه از آن در دلشان وارد ميشود.
(وَ هِيَ تَفُورُ) يعنى آن آتش دوزخ ميجوشاند ايشان را.
(تَكادُ تَمَيَّزُ) يعنى قطعه قطعه و پاره پاره ميكند.
(مِنَ الْغَيْظِ) از شدّت غضب و خشم. و خداوند سبحان شدّت التهاب آتش را غيظ بر كفّار ناميده براى اينكه كسى براى او غضب شده او قطعه قطعه ميشود از آنچه احساس ميكند از دردى كه بر غيرش واقع ميشود پس حال دوزخ مانند حال كسى است كه مورد خشم و غضب واقع شده است.
(كُلَّما أُلْقِيَ فِيها) يعنى هر گاه در آتش افكنده شود.
((فَوْجٌ)) گروهى از كفّار( سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَذِيرٌ) يعنى فرشتگانى كه مأمور و موكّل بر آتشند بايشان بطريق توبيخ و سرزنش بصورت استفهام ميگويند آيا بيم دهندهاى از طرف خداى سبحان براى شما نيامد كه شما را از عذاب و شكنجه اين آتش بترساند.