ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٢٠ - مقصود و تفسير
زجاج گويد: يعنى بزودى در آخرت قرار ميدهد براى او نشانه و علامتى كه شناخته شود بسبب آن اهل آتش از سياهى چهرههايشان، و جايز است كه سمه مفرد آيد براى مبالغه در دشمنى پيغمبر ٦ پس طورى زشت و قبيح شود كه از غيرش شناخته شود چنانچه عداوت او با پيغمبر ٦ نحوى بود كه از غيرش مشخّص بود.
فراء گويد: علامت و داغ را مخصوص خرطوم و بينى قرار داد براى اينكه آن در وسط چهره است، بعلّت اينكه بعضى از صورت حكايت از كل و تمام چهره ميكند.
ابن عباس گويد: مقصود اينست كه ما در جنگ با شمشير ضربتى بر آن ميزنيم تا اثرش باقى بماند، پس در جنگ ضربتى بر بينى او خورد كه اثرش باقى بود تا هلاك شده.
قتاده گويد: يعنى: بزودى علامتى از عار و ننگ بر او خواهيم گذارد كه براى هميشه باقى باشد.
قتيبى گويد: عرب ميگويد بتحقيق بر او نشانه بدى گذارد، و مرادشان اينست كه بر او ننگى چسبانيد كه هرگز از او جدا نشود، براى اينكه داغ هيچ وقت پاك و زدوده نميشود و اثرش نابود نميگردد، و خدا الحاق نمود بكسى كه ياد شد ننگى را بآنچه او را بسبب آن از عيبهايى كه مانند داغ در چهره است كه از او جدا نميشود.
و بعضى گفتهاند: مقصود از خرطوم شراب است، پس معنايش اينست بزودى او را بر شرب خمر و شراب خوارى معرّفى خواهيم نمود، شاعر گويد:
|
ابا حاضر من يزن يعرف زناؤه |
و من يشرب الخرطوم يصبح مسكر |
|