ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٣٤ - لغت
شواذ حسن اتخذوا ايمانهم، بكسر قرائت كرده.
دليل:
ابو على گويد: كسى كه خشب بضم خوانده آن را مثل بدنه و بدن و اسد و اسد، و وثن و وثن در قول خدا( إِنْ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا إِناثاً).
سيبويه گويد: آن قرائتيست و تثقيل فعل البته در نظير آن آمده، اسد گويند چنان كه در جمع ثمر ثمر گفتهاند، شاعر گويد: قدمهايى مانند شيران بر زيان شما خواهد آمد،
|
يقدم اقداما |
عليكم كالاسد |
|
ابو الحسن گويد:
تحريك در خشب لغت اهل حجاز است و دليل كسى كه (لووا را) بتخفيف واو خوانده قول خدا( لَيًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ) پس لىّ مصدر لوى مانند طوى، طيّا. و تثقيل براى اين كه فعل براى جمع است پس آن مثل خدا (مفتّحه لهم الأبواب) و البتّه آمده در شعر ابو زيد
|
تلويه الخاتن |
زبّ المعذر |
|
تحريك نمودن ختنه كننده آلت طفل را براى ختنه.
و قول خدا ايمانهم بكسر بنا بر حذف مضاف است، يعنى: اتّخذوا اظهار ايمانهم جنّه يعنى قرار دادند اظهار گروش خود را سپر بتحقيق امثال اين در آيات- قبل گذشت.
لغت:
الجنّة: سپريست كه آن را براى دفع اذيت برميدارند مانند سلاحى كه براى دفع جراحت ميگيرند و جنّه بفتح جيم باغيست كه درخت او را بپوشاند و جنّه بكسر جيم جنونست كه عقل را ستر ميكند.
الفقه: علم بچيزيست گفته ميشود فقهت الحديث افقه حديث را ميفهماند مگر اينكه اين فهم و دانش اختصاص بعلم شريعت و هر كس آن را ياد گيرد دارد، ميگويند او فقيه است و افقهتك الشيء يعنى براى تو بيان