ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٤٤ - لغت
و ما بعد آن از لعلّى و همين طور قول او:
|
ايّا سلكت فانّنى لك كاشح |
و على انتقاصك فى الحياة و ازدد |
|
هر كجا كه تو بروى البتّه من بر تو خشمگينام و بر زمين زدن تو و عيب گرفتن بر تو در زندگىام پس افزون كن، شاهد در كلمه (و ازدد) است كه در جاء فاء محذوف قرار دارد و حمل كرده و ازدد را بر محل فاء و ما بعد آن.
و امّا قول ابى عمر و (و اكون) پس البتّه حمل كرده آن را بلفظ اصدق نه محل و حمل بر لفظ بهتر از حمل بر محل است براى ظهور آن در لفظ و نزديك بودن آن و گمان كردهاند كه در حرف ابى عمرو (فاتصدّق و اكون) است و كسى كه بما يعملون بياء خوانده پس بنا بر قول او( وَ لَنْ يُؤَخِّرَ اللَّهُ نَفْساً) بعلّت اينكه نفس اگر چه در لفظ يكيست، پس مراد باو كثرت است و كسى كه بتاء تعملون خوانده آن خطاب بحاضر و حمل شايع است.
لغت:
الانفضاض: پراكندگى و تفرّق (و فض الكتاب) وقتى كه آن را با زور پراكنده نمود، و فضّه را فضّه و نقره ناميدهاند براى پراكندگى آنست در قيمت و بهاء اشياء خريدارى شده.
الهاك: هر چيزى كه تو را مشغول از چيزى نمايد، البتّه تو را سرگرم و غافل نموده است. شاعر گويد:
|
الهى بنى جشم عن كل مكرمة |
قصيده قالها عمرو بن كلثوم |
|
عمرو بن كلثوم (كه از شعراى عرب بوده) قصيدهاى در هجو قبيله