ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٢٠٨ - اعراب
پشته سوارى بسته شده است، شاهد در اين بيت كلمه زنيم است كه به معناى فرزند غير شرعى است.
و ميگويند: و سمه بسمه و سما و سمه: داغ و علامت گذاردن.
الخرطوم: بلندى سر دماغ است و آن همانست كه بوئيدن به آن واقع ميشود گفته شده و از آنست خرطوم فيل و خرطمه هر گاه دماغش را ببرند.
اعراب:
(بِأَيِّكُمُ الْمَفْتُونُ)، در آن چند وجه گفته شده:
١- اينكه مفتون مصدر بمعناى فتنه است چنان كه ميگويند نيست براى او معقولى و نه براى او محصولى.
راعى گويد:
|
حتّى اذا لم يتركوا العظامة |
لحما و لا لفؤاده معقولا |
|
تا اينكه باقى نگذارند براى استخوان آن گوشتى و نه براى قلب او معقولى، شاهد اين بيت كلمه معقول است.
٢- مفتون اسم مفعول و باء زايده و تقديرش ايّكم المفتون، است و مبتداء و خبر ميباشد و جمله آن متعلّق بقول خدا يبصرون ميباشد.
٣- اينكه باء بمعناى فى و معنى اين باشد، فى ايكم المفتون يعنى در كدام دو فرقهاى در فرقه و گروه اسلامى يا در فرقه و گروه كفر مفتونى، و اين گفته فراء است، را جز در باء زايد گويد:
|
نحن بنى جعدة اصحاب الفلج |
نضرب بالسيف و نرجو با الفرج |
|
ما فرزندان جعده ياران غلبه و پيروزى هستيم با شمشير ميزنيم و اميد فرج و پيروزى داريم. شاهد اين بيت بالفرج است كه باء آن زايده است