ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ٩٥ - عده طلاق
جواب اينكه طلاق سنّت نيز طلاق عدّه است مگر اينكه علماء رضوان اللَّه عليهم صلاح دانستند كه طلاقى را كه بعد از رجوع طلاق ديگرى بر آن زياد نشده طلاق سنّت بنامند، و طلاقى را بعد از رجوع از طلاق اوّل زياد شده طلاق عدّه و از آنچه تأييد ميكند مطلبى را كه ما بيان كرديم چيزهايى است از اخبار كه در كتب و روايات ايشانست و از گذشتگان خود نقل كردهاند مثل زرارة بن اعين و بكير بن اعين و محمّد بن مسلم و غير ايشان. و از آنها است خبرى كه يونس از بكير بن اعين از حضرت ابى جعفر باقر ٧ روايت كرده فرمود: طلاق اينست كه مرد زنش را طلاق دهد بر طهر و پاكى كه آميزش و جماع نكرده باشد و دو مرد عادل شهادت بر طلاق او بدهند.
سپس آن مرد شايستهتر است كه رجوع بزنش كند مادامى كه سه طهر نگذشته باشد. پس اين طلاق آن طلاقيست كه خداوند در قرآن بآن امر نموده و رسول خدا ٦ نيز در سنّتش فرمان داده پس هر طلاقى كه براى غير عدّه باشد طلاق نيست.
و از حريز روايت شده كه گفت پرسيدم از حضرت ابا عبد اللَّه صادق ٧ از طلاق سنّت. پس فرمود: طلاقيست كه در طهر غير مواقعه و آميزش با دو شاهد عادل باشد. و طلاق بدون دو شاهد و عدّه جايز نيست و آن قول خدا( فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ وَ أَحْصُوا الْعِدَّةَ ..).
حسن بن محبوب از علىّ بن رئاب از زراره از حضرت ابى جعفر باقر ٧ روايت كرده كه فرمود هر طلاقى كه بر سنّت و يا طلاق بر عدّه نباشد چيزى نيست (يعنى باطل است).
زراره گويد: بحضرت ابى جعفر باقر ٧ گفتم طلاق سنّت و طلاق عدّه را براى من تفسير فرموده و توضيح دهيد فرمود: امّا طلاق سنّه