ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن (مترجم- بیستونی، محمد) - الشيخ الطبرسي - الصفحة ١٥٥ - گفتار مفسرين در معناى توبه نصوح
ضحّاك گويد: خيانت آنها سخن چينى آنها بود كه هر گاه خداوند بآن دو پيغمبر ٦ وحى ميكرد آنها بمشركين ميرسانيدند.
(فَلَمْ يُغْنِيا عَنْهُما مِنَ اللَّهِ شَيْئاً) يعنى نوح و لوط با مقام نبوّت و پيغمبرى خود نتوانستند زنان خود را بچيزى از عذاب خدا بىنياز گرداند( (وَ قِيلَ)) يعنى و گفته ميشود بآن دو در روز قيامت( ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ) داخل شويد آتش دوزخ را با داخل شوندگان.
و گفتهاند: كه اسم زن نوح واغله و اسم زن لوط واهله بود.
مقاتل گويد: والفه و والهه بوده است.
(وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذِينَ آمَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ) و خداوند، براى مؤمنان مثلى بزن فرعون زده و آن آسيه دختر مزاحم است گفته شده آسيه چون معاينه كرد معجزه از عصاى موسى و پيروزى او را بر ساحران اسلام آورد. و چون ايمانش براى فرعون ظاهر شد او را نهى كرد. پس آسيه امتناع نمود از خواسته فرعون پس فرعون لعنه اللَّه دست و پاى او را در ميان آفتاب با ميخ كوبيده سپس فرمان داد سنگ بزرگى بر روى سينه او گذارند. پس هنگامى كه اجل و مرگ او نزديك شد.
(قالَتْ رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ) گفت پروردگار من براى من خانهاى نزد خودت در بهشت بنا كن. پس خداوند تعالى او را بسوى بهشت بلند نمود و او در بهشت ميخورد و مينوشد. (از حسن و ابن كيسان).
و گفته شد: كه او ديد قصرى را در بهشت از درّ و خدا روح او را از جسدش گرفت. پس آن سنگ بزرگ را بر بدن بى روح او انداختند پس احساس دردى نكرد از شكنجه فرعون.
سلمان گويد: او را در آفتاب شكنجه ميدادند و هر گاه از عذاب او