فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧ - ولى امر و مالكيت اموال عمومى (٢) - مالكيت انفال آيت الله محمد مؤمن قمى
شريفه در شأن يهوديانى نازل شد كه سرزمين خويش و شهر مدينه را ترك كردند.
بدون شك، آيه شريفه، اختصاص به سرزمينهايى دارد كه كفار و اهل كتاب آن را ترك كردهاند. البته از صحيحه محمد بن مسلم از امام باقر(ع) چنين استظهار مىشود كه مراد، مطلق انفال است، امام باقر(ع) فرمودند:
الفيء والأنفال ما كان من أرض لم يكن فيها هراقة الدماء و قوم صولحوا و أعطوا بأيديهم و ما كان من أرض خربة أو بطون أودية فهو كله من الفيء فهذا للّه ولرسوله، فما كان للّه فهو لرسوله يضعه حيث شاء و هو للامام بعد الرسول، و أما قوله: «و ما أفاء اللّه على رسوله منهم فما أوجفتم عليه من خيلٍ ولاركابٍ» قال: ألاترى؟ هو هذا، و أما قوله: «ما أفاء اللّه على رسوله من أهل القرى» (٥). فهذا بمنزلة المغنم، كان أبي يقول ذلك، وليس لنا فيه غير سهمين: سهم الرسول، و سهم القربى، ثم نحن شركاء الناس فيمابقي؛ (٦)
«فىء و انفال، زمين هايى هستند كه براى تصرف آن خونى ريخته نشده است و قومى آن را مصالحه كرده و با دستان خود تقديم كرده باشند همچنين زمينهاى ويران و دشتهاى خالى از سكنه، همگى جزء فىء هستند. اينها براى خدا و رسول اوست. هر آنچه براى خداست براى رسول اوست. هر كجا كه مصلحت بداند از آنها استفاده مىكند. بعد از رسول همه اينها براى امام است. سخن خداوند :«ما أفاء اللّه على رسوله منهم فما أوجفتم عليه من خيل و لاركاب» ، به همين مورد اشاره دارد. اما سخن خداوند كه فرمود: «ما أفاء اللّه على رسوله من اهل القرى»، به منزله غنيمت است، پدرم نيز چنين مىفرمود. و براى ما در اين اموال دو سهم وجود دارد؛ يكى سهم رسول خدا و ديگرى سهم قرابت و خويشاوندى. غير از اين موارد در بقيه اموال با مردم شريك هستيم».
(٥) حشر، آيه ٧.
(٦) وسائل الشيعه، باب ١ از ابواب انفال، ج٦، ص٣٦٨، ح١٢.