فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٦ - قياس؛بنيادهاى مفهومى و زمينههاى تاريخى عباسعلى فراهتى
حكم اصل پس از جريان قياس، براى فرع ثابت مىشود و اين حكم نتيجه قياس است. بنابراين، پس از ثبوت آن در فرع، نمىتواند در خود قياس لحاظ شود؛ زيرا مستلزم دور خواهد بود كه به ضرورت عقل باطل است.
علت : دانشمندان اصولى در تعريف اصطلاحى علت، اختلاف نظر دارند و هر يك از آنها علت را به گونهاى تعريف كرده و بر اساس مبانى فلسفى و كلامى خود به تفسير و تبيين آن پرداخته است.
غزالى، علت را مناط حكم دانسته و آن را چنين تعريف كرده است :
علت، چيزى است كه شارع حكم را بدان نسبت داده و منوط بدان كرده و آن را نشانه براى حكم قرار داده است. (٣٨)
برخى مانند آمدى، از آن به انگيزه شارع در تشريع حكم تعبيركرده و مقصود از اين انگيزه را همان مصلحت و حكمت نهفته در اشيا و هدف شارع از تشريع حكم دانسته است. (٣٩) اما مشهور اصوليان در تعريف علت گفتهاند: «علت، وصف ظاهر و مضبوطى است مناسب با حكم كه شارع آن را علامت حكم قرار داده است». (٤٠)
غزالى در برخى از آثار خود اين تعريف را پذيرفته و درباره آن مىگويد : «علت شرعى، علامت امارهاى مناسب با حكم است كه شارع آن را معتبر دانسته است». (٤١)
از تعريف مشهور چنين برمىآيد كه بيشتر اصوليان، نوعى تناسب و ارتباط
(٣٨) غزالى، ابوحامد محمد، المستصفى، ج ٢، ص ٩٦.
(٣٩)الآمدى، سيف الدين ، الاحكام، ج ٣، ص ٢٧٨.
(٤٠)الزركشى، بدرالدين محمد، البحر المحيط، ج ٥، ص ١٣٤؛ الزحيلى، وهبه، اصول الفقه، ج ١، ص ٦٥٣ و ابوزهره، محمد، اصول الفقه، ص٢٢٣.
(٤١) غزالى، ابوحامد محمد، شفاء الغليل، ص ٥٦٩.