فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٥ - قياس؛بنيادهاى مفهومى و زمينههاى تاريخى عباسعلى فراهتى
فصل اول : تحليل مفهومى قياس
گفتاراول: تعريف قياس
١. قياس در اصطلاح فقهى
١ ـ ١ . ديدگاههاى اصوليان در تعريف قياس: اصوليان در تعريف اصطلاحى قياس اختلاف نظر داشته؛ و تعريفهاى گوناگونى از آن ارائه كردهاند كه به برخىاز آنها اشاره مىشود:
شافعى، قياس را اجتهاد به معناى رأى دانسته و در تعريف آن گفته است : «الاجتهاد هو القياس» . وى معتقد است كه براى هر واقعهاى، حكمى شرعى وجود دارد كه در مرحله نخست بايد با مراجعه به نص معلوم شود و در صورت فقدان نص، بايد به وسيله اجتهاد كه همان قياس است، آن را به دست آورد. (٢)
باقلانى، قياس را بدين گونه تعريف كرده است :
قياس، حمل يك معلوم(فرع) بر معلوم ديگر(اصل) است براى اثبات يا اسقاط برخى از احكام آن دو به واسطه جهت مشتركى كه ميان آنها از اثبات صفت يا حكم و يا نفى صفت و حكم وجود دارد. (٣)
در تعريف ديگرى از باقلانى درباره قياس آمده است:
«القياس حمل معلوم على معلوم لمساواته في علة حكمه عند الحامل». (٤)
به گفته آمدى، بيشتر انديشه وران اصولى تعريف اول باقلانى از قياس را پذيرفته و در تعريفهاى خود از قياس، از آن الهام گرفتهاند. (٥) غزالى (٦)، ابن سبكى
(٢) الشافعى، محمد بن ادريس، الرساله، ص ٢٠٥.
(٣) ابن امير الحاج، محمد، التقرير و التحبير، ج ٣، ص ١١٩.
(٤) المنون، عيسى، نبراس العقول، ج ١، ص ٣٧ و ابن قدامه، عبداللّه، روضه الناظر، ص٢٤٧ .
(٥) الآمدى، سيف الدين على بن محمد، الاحكام فى اصول الاحكام، ج ٣، ص ١٧٠.
(٦) غزالى، ابوحامد محمد، المستصفى، ج ٢، ص ١٠٦، «حمل معلوم على معلوم في اثبات حكم لهما أو نفيه عنهما بأمر جامع بينهما من اثبات حكم أو صفة أو نفيهما عنهما».