فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٨٧ - قياس؛بنيادهاى مفهومى و زمينههاى تاريخى عباسعلى فراهتى
شيخ طوسى (١٧) از آن متأثر شدهاند.
آمدى، قياس را اين گونه تعريف مىكند :
قياس، برابرى فرع و اصل است در علتى كه از حكم اصل استنباط مىشود. (١٨)
او اين تعريف را جامع افراد، مانع اغيار و عارى از هر گونه شبههاى مىداند كه بر ديگر تعاريف وارد شده است .
تعاريف ديگرى نيز از اصوليان عامه در باره قياس ديده مىشود مانند : «القياس إصابة الحق»، و «القياس بذل الجهد فى استخراج الحق»، و «القياس هو العلم عن نظر». (١٩)
٢ ـ ١ . نقد و بررسى: تعريفهاى ياد شده در باره قياس، با ايرادها و انتقادهايى روبه روست كه به پارهاى از آنها به اختصار اشاره مىشود:
اول : برخى از اين تعابير، مشكل عدم جامعيت و مانعيت دارد، مانند تعريف شافعى كه از يك سو، شامل قياس جلى نمىشود؛ چرا كه در قياس جلى، نيازى به اجتهاد و بذل سعى نيست. از سوى ديگر، اين تعريف نسبت به افراد بيگانه مانع نيست؛ زيرا هر گونه نظر و تأمل در كتاب و سنت براى استنباط حكم و دستيابى به وحى را شامل مىشود، با اينكه هر گونه اجتهاد در كتاب و سنت قياس ناميده نمىشود. (٢٠)
دوم : پارهاى از اين تعريفها مانند تعريف باقلانى كه مورد پذيرش بيشتر
(١٧) الطوسى، محمد بن الحسن، عدة الاصول، ج ٢، ص ٦٤٧: «القياس هو اثبات مثل حكم المقيس عليه في المقيس» .
(١٨) الآمدى، سيف الدين على بن محمد، الاحكام في أصول الأحكام، ج ٢ . ص ٦ .
(١٩) الحنبلى، شمس الدين، اصول الفقه، ج ٣، ص ١١٨٩.
(٢٠) غزالى، ابوحامد محمد، المستصفى، ج ٢، ص ١٠٧ و ابن قدامه، عبداللّه بن احمد، روضة الناظر، ص ١٦٠ .