فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٢٤ - همراه با دايرة المعارف فقه اسلامى - اجاره(٢)
شده است؛ مانند موثقه عمار كه در ذيل آن آمده است:
...إذا لم يقدر على العبد كان الذى نقده فيما اشترى منه (٧٥)...؛
اگر مشترى دسترسى به برده فرارى پيدا نكرد پولى كه پرداخت كرده در مقابل آن شىء ضميمه قرار مىگيرد.
نيز مانند روايت ابراهيم كرخى:
قال: قلت لأبي عبد اللّه عليه السلام: ما تقول في رجل اشترى من رجل اصواف مأة نعجة و ما في بطونها من حمل بكذا و كذا درهما؟ قال: لا بأس بذلك إن لم يكن في بطونها حمل كان رأس ماله في الصوف؛ (٧٦)
ابراهيم كرخى مىگويد: از امام صادق عليه السلام درباره مردى پرسيدم كه از شخصى پشم صد ميش و آنچه را در شكم آنهاست(حمل) به مبلغى خريده است.
امام(ع) فرمود: اشكالى ندارد، اگر در شكم اين گوسفندان حملى نباشد سرمايه(ثمن) در مقابل پشمها قرار مىگيرد.
از اين روايات يك ضابطه كلى به دست مىآيد (٧٧) و آن اينكه محذور در اين موارد عدم وجود شىء در مقابل ثمن و اجرت است، اما وقتى ضميمهاى باشد، ديگر محذورى وجود نخواهد داشت و تفاوتى ندارد كه معوّض عين باشد يا منفعت، چنانكه موردى كه در روايت ابراهيم كرخى آمده است با اجاره نيز مناسب است؛ زيرا گاهى حيوان براى استفاده از پشم، شير و نماى آن اجاره داده مىشود. برخى در اين موارد ـ معامله مجهول به همراه ضميمه ـ اجاره را به طريق اولى جايز دانستهاند؛ زيرا تحمل غرر در اجاره نسبت به بيع بيشتر است . (٧٨)
(٧٥) وسائل الشيعه، ج١٧، ص٣٥٣، باب ١١ از ابواب عقد بيع، ح ٢.
(٧٦) وسائل الشيعه، ج ١٧، ص٣٥١ - ٣٥٢ باب ١٠ از ابواب عقد بيع، ح ١.
(٧٧)رسالة فى الاجاره(بهبهانى)، ص٧١(مخطوط).
(٧٨) جامع المقاصد، ج٧، ص١٣٤ ؛ الروضة البهيّة، ج ٤، ص٣٥٠ ؛ مستمسك العروة، ج١٢، ص٨ - ٩.