فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٠٣ - قياس؛بنيادهاى مفهومى و زمينههاى تاريخى عباسعلى فراهتى
١. شرايط اصل
دانشمندان اصولى، شرايط بسيارى براى اصل بر شمردهاند (٦٠) كه با دقت و امعان نظر در آنها مىتوان دريافت كه بيشتر آنها از شرايط اولى و بالذات خود اصل نيست، بلكه غالباً از شروط حكم اصل و يا از شروط علت حكم است. برخى فقط اين شرط را كه خود اصل نبايد فرع براى اصل ديگرى باشد، شرط ويژه اصل دانستهاند. (٦١) با دقت و تأمل در اين شرط نيز روشن مىشود كه از شرايط حكم اصل است نه خود اصل. از اين رو، برخى از اصوليان، اساساً براى اصل شروطى را عنوان نكرده و از شروط اصل به عنوان «شروط حكم اصل» ياد كردهاند. (٦٢) بايد ملحوظ داشت كه هر چند برخى از اين شرايط مستقيماً از شرايط حكم اصل نيست و از شرايط علت حكم است، ولى چون عليّت خصوصاً به معناى مورد نظر در باب قياس، حكمى وصفى است، مىتوان اين شروط را به همين مناسبت، از شروط «حكم اصل» محسوب داشت (٦٣) ؛ زيرا علت حكم سرانجام به حكم منتهى مىشود. شايد از همين روست كه غزالى اين شروط را به عنوان «شروط اصل» ذكر كرده است؛ (٦٤) چون حكم اصل و نيز علت حكم به يك يا دو واسطه به خود اصل منتهى مىشود.
٢. شرايط فرع
اصوليان براى فرع شرايطى را لازم و ضرورى دانسته كه عبارتند از:
(٦٠) الآمدى، سيف الدين على، الاحكام، ج ٣، ص ٢٤٨.
(٦١) شعبان، محمد اسماعيل، دراسات حول الاجماع و القياس، ص ٢٤٩.
(٦٢) الخضرى، محمد، اصول الفقه، ص ٣٢٣.
(٦٣) گرجى، ابوالقاسم، مقالات حقوقى، ج ١، ص ٩١.
(٦٤) غزالى، ابوحامد محمد، المستصفى، ج٢، ص ٣٢٤.