فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٣ - متعه حج در كتاب و سنّت آیت الله جعفر سبحانى
را براى وقت ديگرى به تأخير اندازيد به گونهاى كه خانه خدا را دوبار زيارت كنيد بهتر است؛ زيرا خداوند در خير وسعت داده است. على(ع) به او گفت: قصد دارى در سنت رسول خدا(ص) و رخصتى كه خداوند در قرآن براى بندگانش داده تصرف كنى و آنان را در تنگنا قرار داده از عمل به آن نهى كنى در حالى كه اين گشايشى براى انسان نيازمند و گرفتار غربت بوده است. على(ع) اين را گفت و خود براى حج و عمره، با هم، احرام بست. آن گاه عثمان به مردم روى كرد و گفت: آيا من از اين كار نهى كردم؟ من از آن نهى نكردم، بلكه به ديدگاهى در اين زمينه اشاره كردم. هر كه خواست به آن عمل كند و هر كه خواست عمل نكند.
راوى مىگويد: من سخنى را كه يكى از مردم شام به حبيب بن مسلمه گفت فراموش نمىكنم كه: بنگر كه چگونه با اميرالمؤمنين مخالفت مىكند؟ به خدا سوگند اگر دستور دهد، گردن او را خواهم زد.
راوى مىگويد: حبيب دستش را بلند كرد و به سينهاش زد و گفت: ساكت باش! زيرا اصحاب رسول خدا(ص) به آنچه با هم اختلاف دارند، داناترند. (٦٣)
٢. عبداللّه بن عمر
در ميان صحابه، على(ع) تنها كسى نبود كه با تحريم متعه حج، برخورد كرد(اگر چه در شدت برخورد، منحصر به فرد بود) بلكه افراد ديگرى هم بودند كه گه گاه اين عمل را محكوم مىكردند. قرطبى در تفسيرش از سالم روايت كرده كه:
من با عبداللّه بن عمر در مسجد نشسته بودم كه مردى از اهل شام نزد او آمد و از تمتّع پس از عمره پرسيد. ابن عمر در پاسخ گفت: خوب و زيباست. مرد گفت: پدر تو آن را منع مىكرد. ابن عمر گفت: پدر من از آن نهى كرد اما رسول خدا(ص) آن را انجام مىداد و به آن دستور داده است. آيا به سخن پدرم عمل كنم يا به دستور رسول خدا(ص)؟! از پيش من برو! (٦٤)
(٦٣) جامع العلم، ص٢٧٠، چاپ دارالكتب الحديثة، مصر.
(٦٤) تفسير قرطبى، ج٢، ص٣٨٨.