فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٧ - متعه حج در كتاب و سنّت آیت الله جعفر سبحانى
بود كه خليفه دوم آن را قبيح مىدانست و در باره آن چنين اظهار نظر مىكرد: من دوست ندارم كه مردان پس از عمره، بازنانشان آميزش كنند آن گاه در حالى كه از سرهايشان آب غسل مىچكد، به حج بروند.
بر اين مبنا بود كه عمر حج اِفراد و قِران را تجويز كرد. حج اِفراد به اين دليل كه حاجى، عمره را پس از حج انجام مىدهد و حج قِران هم به اين دليل كه حاجى براى عمره و حج، با هم، احرام مىبندد و در نتيجه بين اين دو عمل، از احرام خارجنمىشود. اما او در ديگر سخنانش ،از حج قِران نيز منع كرد. زيرا او اصرار داشت كه بايستى بين حج و عمره فاصله بيفتد، و استدلالش اين بود كه مكه شهرى است بى آب و علف و درآمدى جز از طريق آمدن مردم به آن شهر ندارد (٨٩)و چنين ندا سر مىداد كه: بين عمره و حجتان فاصله اندازيد! زيرا اين كار موجب مىشود حج و عمره شما كامل تر انجام شود. (٩٠)معناى اين سخنان اين است كه بيشتر مردم از عمرهاى كه خداوند در اين آيه به آن فراخوانده است، محروم شوند: «فاتمّوا الحجّ و العمرة...» زيرا چه بسا براى كسى كه اهل مكه نيست شرايط اقامت در مكه وجود نداشته باشد تا صبر كند و در موافقت با نهى خليفه در سال ديگر عمره كند.
بنابراين چقدر فاصله است ميان اين عمل خليفه و روايتى كه ابن عباس نقل كرده كه:
به خدا سوگند رسول خدا(ص) عايشه را در ماه ذيحجه عمره نبرد مگر آن كه با اين عمل بخواهد به عمل مشركان پايان دهد. زيرا آنها انجام عمره در ماههاى حج را از بزرگترين گناهان روى زمين به شمار مىآوردهاند. (٩١)
٥. رواياتى از ائمه اهل بيت(ع) نقل شده كه نشان مىدهد نزاع ميان پيامبر(ص) و گروهى از صحابه در مورد داخل كردن عمره در حج و خارج شدن از احرام پس از عمره، شديد بوده است:
(٨٩) پيشتر اين سخنان را ذكر كرديم.
(٩٠) همان.
(٩١) صحيح بخارى، ج٣، ص٦٩.