فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٨ - قصاص در ضرب مسعود امامى
خداوند قرار گيرد و يا زننده آن مصداق سركشترين انسانها باشد، مىتوان گفت: با مطالعه اجمالى روايات معصومين(ع) به دست مىآيد كه در موارد فراوانى، مرتكبان گناهان و خطاهاى نه چندان بزرگ و يا حتى كوچك، مورد لعن خداوند و فرشتگان قرار گرفتهاند؛ مانند كسى كه خواندن نماز مغرب را تا هنگام نمايان شدن انبوه ستارگان به تأخير اندازد، (٥٦)يا كسى كه به تنهايى مسافرت كند و به تنهايى غذا بخورد و به تنهايى در خانهاى بخوابد (٥٧)، يا كسى كه حيوانات را لعنت كند، (٥٨)يا از دادن صدقه پرهيز نمايد (٥٩)، يا احترام مسجد را حفظ نكند، (٦٠)يا رو به قبله جماع كند، (٦١)يا زنى كه بدون اجازه شوهرش از خانه خارج شود (٦٢)يا برآورده نمودن خواسته شوهرش را به تأخير اندازد (٦٣). با دقت در معناى لعن روشن مىشود كه اين گونه موارد به راحتى مىتوانند مصداق لعن خداوند قرار بگيرند؛ زيرا لعن به معناى دورى و طرد است و لعن الهى يعنى دورى از رحمت خداوند. از اين رو هر عمل ناپسندى ـ هر چند كوچك ـ به اندازه خودش انسان را از رحمت الهى دور مىسازد و مىتواند مصداق لعن الهى باشد.
در مورد به كار رفتن اسم تفضيل عتوّ و سركشى نيز بايد با زبان روايات بيشتر آشنا شد، تا روشن گردد استعمال الفاظى كه بر زشتى و پليدى دلالت دارد و تطبيق آن به صورت اسم تفضيل بر افراد يا گروههاى خاصى از مردم ـ در متون روايى ـ در بسيارى از موارد مبالغهآميز و يا به طور نسبى است و بى ترديد نسبيت و مبالغه بجا، كلام را نه تنها از فصاحت و بلاغت دور نمىسازد، بلكه از ابزار آن نيز شمرده مىشود؛ مثلاً در روايات
(٥٦) وسائل الشيعه، ج٤، ص٢٠١.
(٥٧) همان، ج٥، ص٣٣٢.
(٥٨) همان، ج١١، ص٤٨٣.
(٥٩) همان، ج١٦، ص٢٨٠.
(٦٠) همان، ج١٦، ص٢٨١.
(٦١) همان، ج٢٠، ص١٣٨.
(٦٢) همان، ج٢٠، ص١٥٨.
(٦٣) همان، ج٢٠، ص١٦٥.