فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٧٣ - فقه در انديشه احيا گرانه سيد جمال الدين اسد آبادى عزيز اللّه مهريزى - مسعود امامى
است ـ كوچكترين تصرف و دخالتى نكند، مگر به آن نحوى كه خداوند در كتاب خود دستور داده وائمه دين هم آن را بيان داشته و بزرگان ملّت هم طبق آن رفتار نمودهاند و هيچ كارى را بدون اجازه علماى پرهيز كار و مشورت نيكان و پاكان ملّت، كه آشنا با سياست الهى هستند، انجام ندهد تا آن كه او در اريكه حكومت خدمتگزار شريعت محمدى و اجرا كننده احكام آن باشد... مردم از زورگويى بدعت گذاران و كجروى گمراهان رهايى مىيابند و طليعه دولت محمد و آل او(ع) بر پايههاى عدل و داد آغاز مىگردد...». (٦٦)
سيد در تمام گفتارش، حضور دين و فقه را در عرصههاى گوناگون سياسى، اجتماعى لازم و كار آمد مىبيند. او مىگويد:
«ابزار و آلات و تجهيزات وقتى به كار آيد كه مردانى با تدبير، حاذق و با درايت، بناى حكومت را بر قواعد عدل نهاده و رعيت را بر حدود شريعت نگه دارند». (٦٧)
وى دستيابى به آرمان بلند حاكميت دين و شريعت را تنها در گرو سلطه سياسى مىبيند و كسب حاكميت سياسى را مقدمه لازم براى رسيدن به اين هدف مىشمارد:
«ما كه خود اختلاف و گرايش به ستم را در خود نظاره گر هستيم، آيا مىتوانيم بر اين ادّعا باشيم كه به فرايض دينى خود قيام كردهايم؟ چگونه چنين ادعايى كنيم در حالى كه اجراى معظم احكام دينى متوقف بر قدرت ولايت شريعتمدار است. پس اگر عزّتطلبى و وحدت ذاتاً دو فريضه نباشند آيا از مقدماتى به حساب نمىآيند كه واجب [يعنى قدرت ولايت شرعى [جز با آنها به تمام و كمال نمىرسد؟ (٦٨)
(٦٦) نامهها و اسناد سياسى ـ تاريخى، ص ٨٦.
(٦٧) العروة الوثقى، ص ١٥٣.
(٦٨) همان، ص ١٤٢.