فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٤ - فقه در انديشه احيا گرانه سيد جمال الدين اسد آبادى عزيز اللّه مهريزى - مسعود امامى
قواعد طبيعيه است، آن شخص دوست جاهل اسلام است. ضرر اين دوست جاهل زياده است از ضرر زنديقها و دشمنان اسلام...». (٤٣)
او تمدن موجود را ادامه تمدن سدههاى دوم تا ششم اسلامى دانسته و از اين رو، تقسيم علم را به اسلامى و غير اسلامى، نادرست مىانگارد:
«علماى ما در اين زمان، علم را بر دو قسم كردهاند: يكى را مىگويند، علم مسلمانان و يكى را مىگويند، علم فرنگ، و از اين جهت منع مىكنند ديگران را از تعليم علوم نافعه و اين را نفهميدهاند كه علم آن چيز شريفى است كه به هيچ طايفهاى نسبت داده نمىشود و به چيز ديگرى شناخته نمىشود، بلكه هر چه شناخته مىشود به علم شناخته مىشود. هر طايفهاى كه معروف مىگردد به علم معروف مىگردد و انسانها را به علم بايد نسبت داد، نه علم را به انسانها. چه بسيار تعجب است كه مسلمانان، آن علومى كه به ارسطو منسوب است آن را به غايت مىخوانند كه گويا ارسطو يكى از اراكين مسلمانان بوده است و امّا اگر سخنى به گاليله و نيوتون و كپلر نسبت داده شود، آن را كفر مىانگارند. پدر و مادر علم، برهان است و دليل، نه ارسطو و گاليله، حق در آن جاست كه برهان بوده باشد». (٤٤)
ارنست رنان(مستشرق فرانسوى) به اسلام و مسلمانان دو انتقاد دارد: ١ ـ ديانت اسلامى به ستيز و مقابله با علم برخاسته است. ٢ ـ سرشت امت عرب شايستگى علوم ماوراء الطبيعه و فلسفه را نداشته است. سيد در مقالهاى كه روزنامه فرانسوى «ديبا» در تاريخ نوزدهم مايو سال ١٨٨٣م، آن را چاپ نمود در پاسخ ارنست رنان مىنويسد:
«اما در باره تقابل دين اسلام و علم... آيا اين شرّ از نفس ديانت اسلامى صادر شده است؟ يا سرچشمه آن قالبى است كه اسلام با آن قالب در عالم معرفى و
(٤٣) مقالات جماليه، ص ٩٥، به نقل از سيد جمال، جمال حوزهها، مجموعه مقالات، دفتر تبليغات اسلامى، قم، ص١٧٣ و ١٧٤.
(٤٤) همان.