فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦١ - فقه در انديشه احيا گرانه سيد جمال الدين اسد آبادى عزيز اللّه مهريزى - مسعود امامى
قيام به واجبات خود چگونه از مرگ مىهراسد؟ و از انفاق مال خود در عزت بخشيدن حق و تشييد مجد بر طبق اوامر الهى و اصول اجتماعى بشرى چگونه از فقر مىترسد؟ خداوند مسلمين را به خاطر همين اعتقاد به همراه بيان فضيلت اين اعتقاد مورد مدح قرار داده: «الذين قال لهم الناس انّ الناس قد جمعوا لكم فاخشوهم فزادهم إيماناً و قالوا حسبنا اللّه و نعم الوكيل فانقلبوا بنعمة من اللّه و فضلٍ لم يمسسهم سؤ و اتّبعوا رضوان اللّه و اللّه ذوفضل عظيم»؛ كسانى كه مردم به آنان گفتند كه مردمان براى كارزار با شما جمع شدهاند بترسيد از آنان [نه تنها نترسيدند بلكه[ ايمانشان افزون گشت و گفتند خدا ما را بس و هم او خوب وكيلى است، به نعمت الهى و فضلى خالص كه بدى در آن راه نيافته متنعم گشتند و از رضوان و رضايت خدا پيروى كردند و خدا صاحب فضل عظيم است. مسلمين در همان اوايل با قلّت عُدّه و عِدّهشان ممالكى را فتح و بر آن مسلط گشتند كه عقول را به دهشت و الباب را به وحشت وا داشتند... تمام اينها به بركت همان اعتقاد قضا و قدر بود...». (٣٦)
روشن بينى و نگاه جديد سيد از مفهوم غبار گرفته قضا و قدر، معنايى نو و حركتآفرين ترسيم مىكند. در زمان او نه عوام بلكه انديشمندانى بودند كه بدبختىهاى مسلمين را با همين مفهوم قضا و قدر ـ براساس فهم خود ـ عادى و طبيعى مىدانستند. وى چهره اصلى اين مفهوم را به نمايش گذاشت:
«اميدوارم علماى معاصر در رهايى بخشى اين عقيده از پيرايههاى بدعت، توان خود را به كار گيرند و از اين عقيده، حركت و طرحى نو بسازند. چنان كه غزالى و امثال او مىگفتند: توكّل و ركون به قضايى كه شرع از ما خواسته در مقام عمل است نه در راه بطالت و توجيه كسالت و اهمال فريضت. ما با حجت توكّل برخدا پارهاى از واجبات را پشت سر انداختيم». (٣٧)
(٣٦) العروة الوثقى، ص ١١٢ ـ ١٢١؛ رسائل في الفلسفة و العرفان، ص ٧٩ ـ ٨٨.
(٣٧) همان.