فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٨١ - همراه با دايرة المعارف فقه اسلامى ـ آداب
كه به كمك آن از اختلال گفتارى و نوشتارى در كلام اجتناب مىشود (٩).
گاهى مقصود از آداب همان مطلق علوم لغوى است و گاه بر همه علوم يا برخصوص علوم ظريف و دقيق و زيبا شناختى مثل رشتههاى هنرى آداب گفته مىشود. شايد مناسبت اين اطلاق همان ظرافت كلام و ادا كردن خوب آن باشد.
تعريف اصطلاحى آداب
فقها براى ادب و آداب معناى ويژهاى به كار نبردهاند بلكه اين دو واژه را در همان معانى لغوى استعمال كردهاند. براى مثال در باب عقوبات، عقوبت به معناى ضرب و تعزير آمده و آداب بر آن اطلاق شده است. بعضى از فقها ـ مخصوصاً متقدمين ـ بحث عقوبات(كيفرها) را تحت عنوان باب «حدود و آداب» آوردهاند. (١٠)منظور از آداب، تعزيرات بوده و آداب در اين جا به معناى تأديب است.
در بقيه ابواب فقه واژه ادب و آداب گاهى به معناى اخلاق زيبا و افعال حميده از نظر عرف يا عقل يا شرع آمده است؛ براى مثال عرف، ادب زن را يكى از ملاكهاى تعيين مهر المثل (١١)مىشمارد.
گاهى هم ادب و آداب بر مطلق علوم ادبى اطلاق مىشود. گاه در تعبير عرف به فروش كتابهاى ادبى (١٢)(ادبيات) و آموزش آداب حكمت(تزكيه و اخلاق) و علوم ادبى و گرفتن دستمزد در برابر آن، واژه آداب و ادب به كار (١٣)برده مىشود.
اطلاق شايع و رايج فقهى براى آداب، فقط همان معناى هيأتها و صفات مطلوب در افعالى است كه حكم شرعى به آنها تعلق گرفته يا رفتارها و خصلتهاى شايستهاى است
(٩) الكيات، ص ٦٨.
(١٠) المقنعه، ص٧٤٤؛ الكافى فى الفقه، ص٢٩١؛ المراسم، ص٢٤٩.
(١١) كشف اللثام، ج٧، ص٤٣٣؛ جواهر الكلام، ج٣١، ص٥٢.
(١٢) المبسوط، ج٢، ص٦٢؛ تحرير الاحكام الشرعيه، ج٢، ص٢٢٨؛ تذكرة الفقهاء، ج٩، ص٣٨٩؛ منتهى المطلب، ج٢، ص٩٨٢.
(١٣) منتهى المطلب، ج٢، ص١٠٢٠؛ دروس الشرعيه، ج٣، ص١٧٢؛ كفاية الاحكام، ص٢٦٢.