فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤١ - متعه حج در كتاب و سنّت آیت الله جعفر سبحانى
مسلمانان به خانه خدا را بستند، از اين رو پيامبر(ص) و اصحابش قربانى كردند و سر را تراشيدند و از احرام خارج شدند و به مدينه بازگشتند.
عمره دوم:به عمرةالقضاء معروف است و آن را در همان ماه سال بعد، انجام داد.
عمره سوم:پيامبر(ص) پس از بازگشت از غزوه حنين به مكه در جعرانه محرم شد و با ورود به مكه عمرهاى انجام داد.
عمره چهارم:عمرهاى كه همراه با حج او بود.
بالا گرفتن نزاع ميان صحابه در زمان حيات پيامبر(ص)
همچنانكه پيشتر گفتيم، عربها در دوران جاهليت بين عمره و حج جدايى مىافكندند و عمره را در غير ماههاى حج انجام مىدادند و جمع بين حج و عمره را از بزرگترين گناهان مىشمردند. اين انديشه ميان عربهاى جاهلى ريشه دوانده بود، به گونهاى كه جزيى از موجوديت آنها به شمار مىآمد. بنابراين دعوت آنها به داخل كردن عمره در حج بر خلاف انديشهاى بود كه با آن پرورش يافته بودند. از اين رو چون پيامبر به آنها دستور داد تا عمره را به همراه حج انجام دهند و خود نيز احرام حج را احرام عمره قرارداد، براى آنان گران آمد و احساساتشان را برانگيخت و در مقابل پيامبر(ص) ايستادند به گونهاى خشم ايشان را برانگيختند. اينك برخى از رواياتى كه در اين زمينه وارد شده است:
١. مسلم از عطاء روايت كرده است كه من و كسانى كه با من بودند از جابربن عبداللّه انصارى شنيديم كه: «ما صحابه محمد(ص)، براى حج اِفراد احرام بستيم. پيامبر(ص) صبح روز چهارم ذيحجه نزد ما آمد و به ما دستور داد تا از احرام خارج شويم. ايشان فرمود: از احرام خارج شويد و با زنانتان آميزش كنيد ـ عطاء مىگويد: آميزش با زنان را واجب نكرد اما اين كار را حلال نمود ـ پس با يكديگر گفتيم: در حالى كه بين ما و عرفات بيش از پنج روز فاصله نيست، به ما دستور داد تا سراغ همسرانمان برويم و در حالى كه تازه آميزش كردهايم به عرفات وارد شويم.