فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٦ - فقه در انديشه احيا گرانه سيد جمال الدين اسد آبادى عزيز اللّه مهريزى - مسعود امامى
سردمداران سياست دوستداران خود شدند. پس از آن كه در غفلت از تمدن و مقتضيات آن، غوطه مىخوردند، اين شريعت و آيات آن بود كه آنان را در سمت طلب فنون متنوع و تبحر در آن بيدارى بخشيد و طبّ بقراط و جالينوس و هندسه اقليدس و هيئت بطليموس وحكمت افلاطون و ارسطو را به ديار خود منتقل كردند در حالى كه قبل از دين از هيچ كدام اينها برخوردار نبودند». (٤٦)
٧. طرد اباحى گرى
او در پشت پرده تفكر شريعت گريزى و اباحه گرى صوفيان و باطنيان، ماديگرايان و ملحدان را مىديد كه براى محو اسلام به ترويج اين انديشه نادرست پرداختند. سيد در رساله نيچريه مىگويد:
«... و همين گونه غلبه و عزّ اين امت شريفه را بود تا آنكه در قرن چهارم نيچريها؛ يعنى طيبعيين به اسم باطنيه و صاحب السرّ در مصر آشكارا شدند، و زبانيه خود را در جميع اطراف و اكناف بلاد مسلمان خصوصاً در ايران منتشر كردند. و چون اين نيچريهاى اصحاب باطن ديدند كه نور شريعت محمديه(ص) جميع مسلمانان را منور گردانيده و علماى ديانت مصطفويه با كمال علم وسعه فضل و نهايت تيّقظ در حراست اين دين متين و صيانت عقايد و اخلاق مسلمين مىكوشند، لهذا از براى نشر آراى فاسده خود طريق تدليس و تدريج را پيش گرفتند و اساس تصميم خويشتن را برين قرار دادند كه اوّلاً تشكيك كنند مسلمانان را در عقايد خود، و پس از تثبيت شك در قلوب، عهد و پيمان از ايشان بگيرند، و سپس عهد و پيمان ايشان را به نظر مرشد كامل برسانند و گفتند: بر معلّم اين تعليمات لازم است كه على الدوام با روساى دين اسلام به نهج تدليس رفتار نمايد، و واجب است او را كه قادر بر تأسيس مطالب خود بوده باشد و چون كسى را به دام مرشد كل مىانداختند، اوّل چيزى كه او را تعليم مىكرد اين بود كه به حق
(٤٦) همان، ص٨٤.