فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٨ - متعه حج در كتاب و سنّت آیت الله جعفر سبحانى
ما در زمان حيات رسول خدا(ص) تمتّع كرديم و پس از آن، آياتى نازل شد [ولى از اين كار منعى نكرد]، اما مردى به رأى شخصى خود آنچه خواست، گفت. (٥١)
اين بود رواياتى كه به شكلهاى مختلف نقل گرديده است. اين سخن عمران بن حصين كه «اگر زنده ماندم آن را كتمان كن و اگر مُردَم هر چه خواستى از آن سخن بگو» يا اين سخن كه «مردى به رأى خود آنچه خواست، گفت»، حاكى از فشار و منعى است كه از جانب خليفه دوم در اين مورد وجود داشته است.
اينك ببينيم علت نهى خليفه از متعه حج چه بوده است؟ علت نهى خليفه از متعه حج از دو حال خارج نيست:
١. اين كه خليفه دوست نداشته حاجيان در اراك با همسران خود آميزش و در حالى اعمال حج را آغاز مىكنند آب غسل از سرهايشان بچكد.
ابوحنيفه از حمّاد از ابراهيم نخعى از اسود بن يزيد نقل كرده است كه:
با عمر بن خطاب در شب عرفه در عرفات ايستاده بوديم كه مردى با گيسوان مرتب و معطّر رسيد. عمر به او گفت: آيا مُحرم هستى؟ گفت: آرى. عمر به او گفت: شكل ظاهريت به انسان محرم نمىخورد! مُحرم بايد ژوليده، خاك آلود و بدبو باشد. مرد گفت: همسرم با من است، و پس از تمتّع از او، احرام بستهام. اينك به اينجا آمدهام. عمر گفت: در اين ايام، تمتّع نكنيد! زيرا اگر اجازه چنين كارى را بدهم، مردم در اراك با همسران خود آميزش كرده، با آنها به حج مىآيند. (٥٢)
سعيد بن مسيب روايت كرده است:
عمربن خطاب متعه را در ماههاى حج منع كرد و گفت: ما متعه را با رسول خدا(ص) انجام مىداديم اما من از آن نهى مىكنم. دليلش اين است كه يكى از شما از سرزمينى مىآيد و ژوليده و خسته اعمال عمره را در ماههاى حج انجام مىدهد، و بدون شك ژوليدگى، خستگى و تلبيه او در عمره اوست. آنگاه وارد
(٥١) صحيح بخارى، ج٢، ص١٤٤، باب تمتّع .
(٥٢) زاد المعاد، ج١، ص٢١٤، چاپ مصر، المطبعة المصرية.