فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٧ - قصاص در ضرب مسعود امامى
حلّيت را فهميد؛ چون حتى با وجود مفهوم لقب در اين روايت، احتمال دارد ضرب ضارب در عين حال كه مورد لعنت خداوند نيست و برترين سركشى هم به حساب نمىآيد همچنان نامشروع و حرام بوده و از مرتبه پايينترى از سركشى برخوردار باشد؛ زيرا نفى مرتبه برتر يك مفهوم(عتوّ)، قابل جمع با مراتب پايينتر همان مفهوم نيز است.
پاسخ:اين سخن با فهم عرفى از روايت و نيز وحدت سياق در دو فراز اين خبر سازگار نيست؛ زيرا عرف از نفى لعنت و نفى مرتبه برتر سركشى، جواز و حلّيت را مىفهمد، چنانچه در فراز اوّل ـ كه مربوط به قتل است ـ كشتن قاتل نه تنها مورد لعن نمىباشد و مرتبه برتر سركشى نيست، بلكه به دليل قرينه خارجى(ادله مشروعيت قصاص در قتل) روا و جايز مىباشد و اين خلاف ظهور عرفى است كه دلالت مفهوم لقب در فراز اوّل بر جواز قتل قاتل باشد و در فراز دوم دلالتى بر جواز ضرب ضارب تحقق نيابد.
اشكال دوم:قراينى در اين احاديث وجود دارد كه مانع از اطلاق آنها مىگردد و آنها را به برخى از افراد ضرب منصرف مىنمايد. از جمله آنكه متن منقول در اين روايات ـ بنابر آنچه در بيشتر نقلها آمده ـ بر صحيفهاى كه در غلاف شمشير پيامبر(ص) بوده نوشته شده است؛ از اين رو ضرب نيز منصرف به زدن با شمشير مىگردد كه غالباً منجر به قطع و يا جرح مىشود و شمول آن نسبت به ضرباتى كه منجرّ به جراحت نگردد، بعيد است. اين استظهار با لعن و اسم تفضيل عتوّ(سركشى) سازگارتر است؛ چون به سختى مىتوان پذيرفت ضرباتى كه منجرّ به جرح نمىگردد، مصداق برترين ظلمها و يا مورد لعن الهى باشد.
پاسخ:ادعاى انصراف مفهوم ضرب به زدن با شمشير در رواياتى كه مضمون اين احاديث را به عنوان نوشتهاى در غلاف شمشير آن حضرت معرفى مىكند، بعيد نيست؛ اما همان طور كه گذشت از مجموعه نقلهاى متعدد در اين روايات به دست مىآيد كه اين عبارات، هم بر صحيفهاى در غلاف شمشير آن حضرت نوشته شده، و هم بر زبان مبارك آن حضرت جارى گشته است و مىتوان استدلال را به رواياتى منحصر كرد كه عبارات مذكور را از زبان پيامبر(ص) نقل مىنمايد.
در پاسخ به اين نكته كه ضربات سبك و بدون جراحت، بعيد است كه مورد لعن