فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٩ - فقه در انديشه احيا گرانه سيد جمال الدين اسد آبادى عزيز اللّه مهريزى - مسعود امامى
بر آخرت، تمامى مصلحت بندگان در دنيا و راههاى كسب سعادت دنيا و آخرت را هم فراهم آورده است و اين همان است كه در اصطلاح شرعى به سعادت دو جهانى تعبير مىشود».
در جايى ديگر، اسلام را اخروى و دنيوى دانسته و آن را داراى حاكميت مدبرانهاى براى اعمال قوانين شرعى شمرده است:
«... الدين الاسلامى لم تكن أصوله قاصرة على دعوة الخلق إلى الحق و ملاحظة أحوال النفوس من جهة كونها روحانية مطلوبة من هذا العالم الادنى إلى عالم أعلى بل هي كماكانت كافلة لهذا جاءت وافية بوضع حدودالمعاملات بين العباد و بيان الحقوق كلّيها و جزئيها و تحديد السلطة الوازعة الّتي تقوم بتنفيذ المشروعات و إقامة الحدود و تعيين شروطها...»؛ (٥٤)
«... اصول دين اسلام نه تنها بر دعوت خلق به حق و در نظر داشتن حالات روحى و روانى انسان بدين لحاظ كه از عالم اَدنى به عالم اَعلى طلبيده شود، قصورى ندارد، بلكه علاوه بر آن كه عهده دار اين كمال بخشى روح انسان است، براى وضع حدود و قوانين معاملات مردم و بيان حقوق كلى و جزئى آنان و تقنين و تحديد حاكميت مدبرانهاى كه به تنفيذ و اعمال قوانين شرعى و اقامه حدود و تعيين شروط حدود به پا خيزد، فرو فرستاده شده و عهده دار اين مهم نيز مىباشد ...».
سيد در بخشى ديگر مىگويد:
«در حقيقت، شريعت مقدسه الهى است كه حاكم تدبيرگر مسلمين است...». (٥٥)
او دين را تنها وسيله نجات بخش و عهده دار تمامى نيازهاى انسان مىشمارد:
«... [دين] تمامى مبانى زندگى اجتماعى بشرى را متكفل شده است و حافظ وجود آن و معتقدين خود را به سوى تمامى فروع مدنيت و تمدّن ندا مىكند». (٥٦)
(٥٤) همان، ص ٧١.
(٥٥) همان، ص٧٢.
(٥٦) همان، ص٨٣.