فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٤ - متعه حج در كتاب و سنّت آیت الله جعفر سبحانى
بازگشت. اما متأسفانه عمربن خطاب، اجتهاد را بر نص مقدم داشت و متعه حج را منع، و شديداً بر آن سختگيرى كرد. پس از او عثمان از او پيروى كرد و اين ماجرا تا دورانهاى بعدى ادامه يافت. در صحت اين مطلب همين بس كه مسلم و بخارى و ديگران رواياتى را در اين زمينه نقل كردهاند كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
١. مسلم از ابو موسى نقل كرده است كه :
بر رسول خدا(ص) كه در حال خوابانيدن شترها در بطحاء بود، واردشدم. به من فرمود: آيا حج را به جا آوردهاى؟ عرض كردم: آرى. فرمود: چگونه احرام بستى؟ عرض كردم: به همان نحو كه پيامبر(ص) احرام بسته است. فرمود: بسيار خوب عمل كردهاى. طواف خانه خدا و سعى ميان صفا و مروه را به جا آور و از احرام خارج شو! (٤١)ابوموسى مىگويد: من هم طواف و سعى را انجام دادم؛ آن گاه نزد زنى از بنى قيس آمدم و او شپشهاى سر مرا گرفت، آن گاه براى حج محرم شدم. ابو موسى مىگويد: من تا زمان خلافت عمر بر طبق همين روش فتوا مىدادم.
مردى به او گفت: اى ابو موسى، يا اى عبداللّه بن قيس: از برخى از فتواهايت دست بردار! زيرا تو نمىدانى كه اميرالمؤمنين در مورد حج چه تغييراتى داده است.
ابوموسى گفت: اى مردم! بايد در آنچه فتوا دادهايم، تأنى و تأمل شود؛ زيرا اميرالمؤمنين خواهد آمد و در اين مورد حكم خواهد كرد و از او پيروى كنيد! آنگاه عمر آمد و من جريان را براى او تعريف كردم و او در پاسخ گفت: اگر بخواهيم به قرآن تمسك كنيم، قرآن به تمام كردن، دستور داده است و اگر بخواهيم مطابق سنت رسول خدا(ص) عمل كنيم، رسول خدا از احرام خارج نمىشد تا اين كه قربانى به قربانگاه برسد. (٤٢)
(٤١) با اين كه ابو موسى احرامش را به نيّت احرام رسول خدا(ص) معلّق كرد، پيامبر دستور داد تا پس از انجام عمره، از احرام خارج شود. پاسخ اين مسأله را در آخر همين مقاله در بخش خاتمه، بيان خواهيم كرد.
(٤٢) صحيح مسلم، ج٤، ص٤٤، باب «نسخ التحلل من الإحرام».