فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٤٦ - فقه در انديشه احيا گرانه سيد جمال الدين اسد آبادى عزيز اللّه مهريزى - مسعود امامى
سيد جمال و پروتستانتيسم اسلامى (٢)
سيد آغازگر جنبش اصلاح دينى در جهان اسلام در سدههاى اخير و به تعبير برخى، نخستين بنيان گذار نهضت رنسانس اسلامى است. (٣)ولى نمىتوان انديشههاى او را با افكار شخصيتهايى مانند مارتين لوتر(١٤٨٣ ـ ١٥٤٦) و جان كالون (١٥٠٩ ـ ١٥٦٤)، پيش قراولان رفرماسيون(نهضت اصلاح دينى) در مسيحيت و پايه گذاران جنبش پروتستانتيسم، يكسان انگاشت. يكى از تفاوتهاى آشكار انديشههاى او با پروتستانها در اين است كه آنان براى فرار از استبداد و اختناق فكرى حاكم از سوى پاپ و آباء كليسا، چارهاى جز مقابله جدّى با دستگاه روحانيت حاكم در جهان مسيحيت نمىديدند، اما سيد جمال چنين نگاهى به عالمان دينى و روحانيان مسلمان نداشت، او بر خلاف لوتر و كالون از رهبران مذهبى آيين خويش نااميد نبود و آنان را سدّ راه خود نمىيافت.
سيد در عين حالى كه از غفلتها و كوتاهىهاى علماى اسلام شكوا داشت و مصيبتهاى امروز مسلمانان را جزاى كوتاهىهاى گذشته علما مىديد، اما به ضرورت حضور آنان براى رسيدن به عزت و شوكت مسلمانان واقف بود. او به تفاوتهاى آشكار آموزههاى مسيحيت قرون وسطا با معارف دينى مسلمانان آگاهى داشت و هيچ گاه درصدد نسخه بردارى بى كم و كاست از انديشههاى اصلاح طلبانه مسيحيت برنيامد. سيّد
(٢) دكتر على شريعتى پروتستانتيسم را «مسيحيت اسلاميزه» مىداند؛ يعنى مسيحيتى كه به زعم او در اثر آشنايى با بينش اسلامى، تفكر و تلقّى جهانى و جهان بينى اسلامى را گرفته، ولى مسيحى مانده است. [مجموعه آثار ج٣١(ويژگيهاى قرون جديد) ص ١٠٦، انتشارات چابخش، تهران، ١٣٨٠، چاپ ششم. و نيز مراجعه شود به: مجموعه آثار ج٢٠(چه بايد كرد) ص ٣٢٢] او در آثار خود دعوت به پروتستانتيسم اسلامى مىكند: روشنفكر بايد به ايجاد يك پروتستانتيسم اسلامى پردازد تا همچنان كه پروتستانتيسم مسيحى، اروپاى قرون وسطى را منفجر كرد و همه عوامل انحطاطى را كه به نام مذهب، انديشه و سرنوشت جامعه را متوقف و منجمد كرده بود سركوب نمود، بتواند فورانى از انديشهـتازه و حركت تازه به جامعه ببخشد...(مجموعه آثار ج٢٠، ص٢٩٤).
(٣) على شريعتى، مجموعه آثار، ج٥(ما و اقبال)، ص ٧٨، انتشارات الهام، تهران، ١٣٨٠، چاپ هشتم.