فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٦ - متعه حج در كتاب و سنّت آیت الله جعفر سبحانى
خانهاش گرد او جمع شده بودند، فرمود:
هلم اكتب لكم كتاباً لاتضلّوا بعده؛
بياييد براى شما چيزى بنويسم كه بعد از آن گمراه نشويد.
عمر گفت: بيمارى بر پيامبر چيره شده، با وجود قرآن در ميان شما، ما را كتاب خدا بس است. ميان كسانى كه در خانه بودند، اختلاف در گرفت و بايكديگر به نزاع برخاستند. برخى مىگفتند: بياييد پيامبر چيزى براى شما بنويسد كه پس از آن گمراه نشويد! برخى ديگر آنچه را كه عمر گفت، گفتند. چون سر و صدا و اختلاف بالاگرفت، پيامبر(ص) فرمود: برخيزيد! ديده شد كه ابن عباس مىگويد: بزرگترين مصيبت اين بود كه سروصدا و اختلاف اصحاب مانع شد تا رسول خدا(ص) براى آنان، آنچه را كه مىخواست بنويسد. (٨٧)
گفتگويى كه بين خليفه و ابن عباس صورت گرفت و شارح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد، در شرحش بر نهج البلاغه آن را مفصلاً آورده است، اين مصيبت را بيشتر روشن مىكند وى مىگويد:
عمربن خطاب به ابن عباس گفت: آيا مىدانى چه چيزى مردم را از شما منع كرد؟ ابن عباس گفت: نه اى اميرالمؤمنين.عمر گفت: اما من مىدانم. ابن عباس گفت: آن چيست، اى اميرالمؤمنين؟ عمر گفت: قريش خوش نداشتند كه نبوت و خلافت در شما جمع شود تا به مردم اجحاف كنيد. از اين رو در كار خويش نگريستند و آن انتخاب را انجام دادند و موفق شدند و واقعيت هم همان بود. (٨٨)
از آنجا كه در مقام بسط اين مسأله در اينجا نيستيم، به همين مقدار اكتفا مىكنيم.
٤. مشهور است كه خليفه دوم متعه حج را به دليل اين كه لازمهاش خارج شدن از احرام ميان عمره و حج است، تحريم كرد. خارج شدن از احرام بين عمره و حج چيزى
(٨٧) صحيح بخارى، ج١، ص٣٠، باب «كتابة العلم».
(٨٨) شرح نهج البلاغه، ج١٢، ص٥٣، در شرح عبارت «للّه بلاد فلان ».