فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١١٩ - قصاص در ضرب مسعود امامى
آمده است كسى كه به تنهايى مسافرت مىكند، يا از بخشش پرهيز مىنمايد، يا غلام خود را مىزند، (٦٤)يا لباس نااميدى به تن كرده است (٦٥)، يا به خريد و فروش بندگان اشتغال دارد (٦٦)و يا اين كه مىگويد من بهترين مردم هستم، (٦٧)بدترين انسانها(شرّ الناس) شمرده شده است.
اشكال سوم:در فراز نخست روايات كه آمده: «... كسى كه غير قاتل خود را بكشد...»، چارهاى نيست جز آنكه كلام را از معناى حقيقى آن منصرف سازيم و براى آن معناى مجازى مناسب در نظر بگيريم؛ زيرا ـ در مفهوم مخالف اين فراز ـ تصور اين كه كسى قاتل خود را بكشد منتفى است، چون با كشته شدن مقتول امكان قصاص توسط شخص او وجود ندارد؛ پس نمىتواند قاتل خودش را بكشد. به همين جهت كشتن غير قاتل خودش نيز بى معنا است. (٦٨)البته اين مشكل در فراز دوم وجود ندارد ؛ زيرا هر فردى مىتواند ـ به معناى حقيقى ـ ضارب خود را بزند، چنانچه مىتواند غير از ضارب خود را نيز بزند؛ اما وحدت سياق ميان اين دو فراز اقتضا مىكند كه هر دو فراز به يك صورت معنا شوند و چون استعمال در معناى حقيقى در فراز اوّل ممكن نيست، پس چارهاى وجود ندارد مگر آنكه هر دو فراز بر معناى مجازى حمل گردند.
در اينجا مىتوان حداقل دو معناى مجازى براى اين دو فراز در نظر گرفت:
(٦٤) مستدرك الوسائل، ج١١، ص٣٧٥؛ بحار الانوار، ج٧٤، ص ١٦٥.
(٦٥) مستدرك الوسائل، ج١٢، ص١٠٩.
(٦٦) مستدرك الوسائل، ج١٣، ص٩٦. بحار الانوار، ج١٠٠، ص٧٨.
(٦٧) بحار الانوار، ج٦٧، ص٣٩٨.
(٦٨) بى معنا بودن اين فراز ـ در صورتى كه بر معناى حقيقى حمل شود، ـ مؤيّد ديگرى بر اين نكته است كه عرف به راحتى از اين روايات مفهوم مخالف برداشت مىكند و در صورتى(استعمال منطوق در معناى حقيقى) كه مفهوم مخالف نادرست باشد، منطوق را هم نادرست مىيابد. پس چارهاى نيست جز آنكه عبارت به گونهاى معنا شود كه مفهوم مخالف آن داراى معناى صحيحى گردد تا منطوق آن نيز چنين باشد؛ چنانچه شارحان اين روايت مانند مجلسى اوّل و دوم و مولى صالح مازندرانى نيز ـ چنان كه خواهد آمد ـ همين راه را پيمودهاند.