فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٦٣ - متعه حج در كتاب و سنّت آیت الله جعفر سبحانى
در عبارت «قال رجل برأيه...»(مردى با رأى شخصى خود گفت...)، عمربن خطاب است. قسطلانى در شرح اين عبارت گفته است: اين مرد، عمربن خطاب است نه عثمان بن عفان. زيرا عمر اوّلين فردى بود كه از متعه حج نهى كرد. بنابراين كسانى كه پس از او آمدند، در اين مسأله تابع او محسوب مىشوند. در صحيح مسلم آمده است:
عبداللّه بن زبير از متعه حج نهى و ابن عباس به آن امر مىكرد. در اين مورد از جابر پرسيدند و او گفت: اوّلين فردى كه از اين عمل نهى كرد، عمر بود. (٨٢)
نووى در شرح صحيح مسلم گفته است:
اين فرد، عمربن خطاب بود؛ زيرا او اوّلين شخصى بود كه از متعه نهىكرد. بنابراين كسانى كه پس از او آمدند، از قبيل عثمان و ديگران، تابع او محسوب مىشوند. (٨٣)
٢. مسلم از طارق بن شهاب از ابوموسى روايت كرده است كه:
رسول خدا(ص) مرا به يمن فرستاد در سالى كه پيامبر(ص) به حج رفت، با او برخورد كردم، از من پرسيد: اى ابو موسى، به هنگام احرام چه گفتى؟ عرض كردم: گفتم لبّيك و احرام مىبندم همان گونه كه پيامبر(ص) احرام مىبندد. فرمود: آيا به همراه خود قربانى داشتى؟ عرض كردم: نه. فرمود: برو و به دور خانه خدا طواف و بين صفا و مروه سعى كن، آن گاه از احرام خارج شو! (٨٤)
در اين جا سؤالى مطرح مىشود و آن اين كه على بن ابى طالب(ع)، و ابو موسى احرامشان را به احرام پيامبر(ص) معلّق كردند. اما او به على(ع) دستور داد كه بر احرامش باقىبماند اما به ابوموسى دستور داد كه آن را عمره قرار دهد و از احرام خارج شود. چه فرقى بين احرام اين دو نفر وجود داشته است؟ نووى در شرحش بر صحيح مسلم به اين سؤال چنين پاسخ داده است:
(٨٢) ارشاد السارى ، ج٤، ص١٦٩.
(٨٣) شرح نووى بر صحيح مسلم، ج٨، ص٤٥١.
(٨٤) همان، ج٨، ص٤٥٠.