فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٧ - متعه حج در كتاب و سنّت آیت الله جعفر سبحانى
فرمود: هركس با خود قربانى ندارد، از احرام خارج شود. عرض كرديم چه چيزى بر ما حلال است؟ فرمود: هر چه حلال است. پس نزد همسرانمان آمديم و لباسهايمان را پوشيديم و به خود عطر زديم. وقتى روز ترويه [هشتم ذيحجه [فرا رسيد براى حج محرم شديم». (٢٨)
٤. مسلم از عطاء روايت كرده است كه جابر بن عبداللّه انصارى براى ما نقل كرد:
«در سالى كه پيامبر(ص) به هنگام حج با خود قربانى آورده بود، با او حج كرديم. در اين سال مردم براى حج اِفراد احرام بستند. اما رسول خدا(ص) فرمود: از احرام خارج شويد و طواف، سعى، تقصير و سپس حلالى را انجام دهيد و هنگامى كه روز ترويه فرا رسيد، براى حج احرام بنديد، و آنچه را كه انجام دادهايد، عمره تمتّع قرار دهيد. عرض كردند: چگونه آن را عمره تمتّع قرار دهيم در حالى كه آن را حج ناميدهايم؟ فرمود: آنچه را كه دستور مىدهم انجام دهيد. من هم اگر با خود قربانى نداشتم، همان كارى را كه به شما دستور دادهام، انجام مىدادم. اما براى من حرامى حلال نمىشود تا اين كه قربانى به محلش برسد، پس آنچه را كه گفتم انجام دهيد». (٢٩)
٥. مسلم از جابر بن عبداللّه روايت كرده كه :
«با رسول خدا(ص) براى حج احرام بستيم. رسول خدا(ص) به ما دستور داد كه آن را عمره قرار داده و از احرام خارج شويم. [جابر گفت:] البته رسول خدا(ص) با خود قربانى داشت و نمىتوانست آن را عمره قرار دهد». (٣٠)
٦. مسلم از جابر بن عبداللّه طى حديث مفصلى روايت كرده كه:
«ما جز به حج نيت نمىكرديم و عمره را نمىشناختيم، تا اين كه با رسول خدا(ص) به خانه خدا آمديم. او ركن را استلام كرد ـ تا آنجا كه مىگويد ـ:
(٢٨) صحيح مسلم، ج٤، ص٣٦، باب وجوه احرام.
(٢٩) همان، ص٣٧.
(٣٠) همان، ص ٣٨.