فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٧ - متعه حج در كتاب و سنّت آیت الله جعفر سبحانى
دستگرفتند. با روى كار آمدن عباسيان اعتقاد به جواز متعه حج گسترش يافت؛ زيرا ديدگاه جد عباسيان، جواز متعه حج بود. از اين رو فشارى كه در اين زمينه بر مردم وجود داشت، از بين رفت و احمد بن حنبل در اين دوره پذيرفت كه متعه حج جزء حج است و اين قول تا به امروز ـ مخصوصاً در ميان حنابله ـ شيوع دارد.
شرايط متعه حج
پيشتر گفتيم كه حج تمتّع عبارت است از احرام بستن براى عمره و پس از پايان عمره، از احرام خارج شدن و دوباره محرم شدن براى حج. خداوند به اين مطلب اين گونه اشاره مىكند:
{فمن تَمتَّع بالعمرة إلى الحجّ فما استيسر من الهدى؛ }
پس كسى كه در ميان عمره، تا زمان فرا رسيدن حج، تمتّعكرده است، آنچه از قربانى برايش ميسر است قربانى كند.
قرطبى گفته است:
از نظر علما، تمتّع پس از عمره و سپس احرام بستن براى حج، به چهار صورت است كه يك صورت آن مورد اتفاق همه و سه صورت ديگر مورد اختلاف است. اما آن صورتى كه مورد اتفاق همه است همان تمتعى است كه در اين آيه آمده است: «فمن تَمتّع بالعمرة إلى الحجّ فما استيسر من الهدى» و آن به اين صورت است كه فردى كه اهل مكه نيست در يكى از ماههاى حج، براى عمره احرام بندد و به مكه بيايد و پس از انجام اعمال عمره از احرام خارج شود و همچنان در مكه باشد تا آن كه در همان سال و قبل از مراجعه به وطنش يا ميقاتى كه از آنجا محرم شده، براى حج احرام بندد و اعمال آن را انجام دهد. اگر چنين كند، متمتع مىشود و هر آنچه بر متمتع واجب است بر او هم واجب مىشود. يعنى بايد آنچه از قربانى برايش ميسر است، قربانى كند و آن را به مساكينى كه در منى يا مكه هستند بدهد و اگر قربانى نيافت، سه روز در مكه و