فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٣٠ - متعه حج در كتاب و سنّت آیت الله جعفر سبحانى
فخر رازى نيز مىگويد:
«مراد از اتمام، انجام دادن كامل و تمام يك كار است. بنابراين مراد از اتمام در اين آيه، انجام حكم حصر است كه در دنباله آيه به آن اشارهشده است». (١٧)
آنچه ذكر شد، معنايى است كه از آيه فهميده مىشود اما اين كه آيه را چنين تفسير كنيم كه بايستى هريك از عمره و حج را به تنهايى و در سفرى مستقل به جا آورد چيزى است كه آيه بر آن دلالتى ندارد.
آرى، عربها در عصر جاهليت بين حج و عمره جدايى مىافكندند؛ يعنى عمره را در غير ماههاى حج و حج را در ماههاى حج به جا مىآوردند و هر كدام را جداى از ديگرى به تنهايى انجام مىدادند؛ و همچنان بر اين شيوه عمل مىكردند تا اين كه پيامبر اسلام(ص) عمره را در حج داخل كرد وحتى دستور داد كسى كه در ماههاى حج براى حج احرام بسته و لبيك گفته، آن را عمره قرار داده و پس از خارج شدن از احرام دوباره براى حج احرام بندد و فرمود: «دخلت العمرة في الحج إلى الأبد»؛ يعنى براى هميشه عمره را در حج داخل كردم؛ كه تفسير آن مفصلاً خواهد آمد.
مسأله جدايى انداختن بين حج و عمره از ابى هريره روايت شده، همچنان كه روايت شده عمر حج قِران و تمتّع را انجام نمىداد و مىگفت انجام عمره در غيرماههاى حج، موجب مىشود كه حج و عمره كاملتر انجام شود؛ زيرا خداوند مىفرمايد: «الحج أشهر معلومات» يعنى حج در ماههاى معينى است(نه عمره) و نافع از ابن عمر روايت كرده كه او گفته است: بين حج و عمره جدايى افكنيد. (١٨)اين سخن از قتاده هم نقل شده كه: عمره در غير ماههاى حج است. (١٩)و شايد مراد او عمره مفرده باشد نه عمره تمتّع كه از حج جدا نيست.
از آنچه گفتيم روشن شد كه مراد از «اتمام حج و عمره براى خدا»، تكميل كردن آنهاست به همان نحوى كه ميسر است. بنابراين اگر مانعى وجود نداشته باشد، بايستى آن
(١٧) تفسير امام فخر رازى، ج٥، ص١٣٩.
(١٨) تفسير فخر رازى، ج٥، ص١٤٥.
(١٩) التبيان، ج١، ص١٥٤.