فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٥٣ - فقه در انديشه احيا گرانه سيد جمال الدين اسد آبادى عزيز اللّه مهريزى - مسعود امامى
پس از عمرى تلاش براى پررنگتر كردن چهره دنيوى دين و آموزههاى مرتبط با حيات مادى آن، در آخرين اثر خود ـ در سالهاى واپسين زندگى ـ به اين نتيجه رسيد كه تنها هدف پيامبران، آخرت بوده و خداوند در اداره حيات مادى بشر، دخالتى نكرده و آن را به عقل معاش او واگذار كرده است (١٩).
شاخصهايى كه نويسنده براى اسلام تجدّد گرا برشمرده و به طور كلى به روشنفكرانى چون سيد جمال نسبت داده، نه تنها براى بسيارى از آنها هيچ شاهدى ـ در تمامى آثار سيد ـ نمىتوان يافت؛ بلكه براى بعضى از آنها، شواهد خلاف نيز پيدا مىشود. به هر حال بود يا نبود اين مشخصهها را در انديشه سيد جمال، بايد از آثار او به دست آورد و با حدس و گمان و سرايت انديشههاى روشنفكرى معاصر به پيش قراولان اين راه، نمىتوان به نتيجه مطلوب رسيد .
اوّلين نشانههاى نقصان تعمّق و تحقيق در اظهار نظر اخير را مىتوان در يكسان انگارى و هم فكرى شخصيتهايى مانند سر سيد احمد خان (٢٠)و ضياء گوكالپ (٢١)با سيد جمال يافت. يكى از مجاهدتهاى علمى سيد در دوران اقامت در هند و پس از آن،
(١٩) سروش، عبدالكريم، مدارا و مديريت، صراط، ١٣٧٦، ص ١٢٩، مقاله «آن كه به نام بازرگان بود نه به صفت».
(٢٠) سيد احمد خان فرزند محمد تقى خان در سال ١٨٢٧م(١٢٣٢ق) در دهلى به دنيا آمد. مدتى به عنوان بايگان در دادگاه جنايى انگليس در هند به خدمت مشغول شد. وى پس از موفقيّت در خاموش كردن مسالمت آميز قيام انقلابى هنديان عليه انگليس، به دريافت لقب «سر» از دولت انگليس نايل آمد. او در ٥٢ سالگى با فرزندانش عازم انگليس شد و در بازگشت، به تأسيس دانشگاه و مراكز علمى در عليگره اقدام كرد.(مراجعه شود به: فراستخواه، مقصود، سرآغاز نوانديشى معاصر دينى و غير دينى، ص٢٦٢، شركت سهامى انتشار، تهران، ١٣٧٧).
(٢١) محمد ضياء گوكالپ(ZIYA Gokalp) جامعه شناس، شاعر، نويسنده و يكى از مهمترين روشنفكران و سخن گويان جنبش ناسيوناليسم تركيه است كه در سال ١٨٧٦ به دنيا آمد. پس از انقلاب جوانان ترك در سال ١٩٠٨ در يك حركت زير زمينى با عنوان كميته اتحاد و پيشرفت در سالونيكاى يونان شركت كرد و در همانجا به عنوان معلم فلسفه و جامعهشناسى در دبيرستان تدريس كرد. وى در آن سازمان نقش يك رهبر روشنفكر را داشت و اين همان سازمانى است كه بعدها بر كشور تركيه حاكم شد. وى در ١٩١٢ صاحب كرسى استادى جامعهشناسى در دانشگاه استانبول شد. در آغاز وى مؤسّس انديشه پان تركيسم بود كه هدف از آن متحد كردن ترك زبانهاى همه جهان بود اما بعدها ايدئولوژى خود را محدود به تركان عثمانى كرد تا آنها را وارد مرحله مدرن سازى و غربى شدن كند، زيرا اعتقاد داشت كه ملّت تركيه مىتواند بسيارى از روشهاى زندگى غرب را بدون تخريب ميراث تركى با خود سازگار سازد. او در ١٩٢٣ به عنوان عضو پارلمان جمهورى تركيه نوين انتخاب شد و يك سال پس از آن درگذشت.