اسلام و مقتضیات زمان 1 - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٢
طرفدار امویها هستند و ایرانیها طرفدار عباس پسر مأمون ، رفت قوم و خویش مادرش را از ترکستان آورد و تدریجا کارها را به دست آنان سپرد یعنی هم ایرانیها و هم اعراب را کنار زد . لهذا عنصر دیگری روی کار آمد. همه حرف آقای گوستاولوبون اینست که چرا خلفای عباسی با اینکه خودشان عرب بودند از سیاست عربی بنی امیه پیروی نکردند . گوستاولوبون همان چیزی را که فضیلت اسلام است عیب گرفته و دلیل بر عدم انطباق اسلام با مقتضیات زمان و دلیل بر جمود و تحجر مسلمین دانسته است . میگوید این اصل از نظر اخلاق خوب است ولی از نظر سیاست گاهی خوب است و گاهی بد . در یک زمان از نظر سیاست خوب است که ملتهای دیگر را به اسلام نزدیک میکند اما در یک زمان دیگر جایش بود که مسلمانها یعنی عربهای آن وقت از نظر سیاسی هم که باشد اصل مساوات اسلام را زیر پا بگذارند . گوستاولوبون اشتباه میکند . اولا اسلام یک روش سیاسی به مفهوم اروپائی نیست . ثانیا اگر مسلمین اسلام را اینطور بازیچه سیاست کرده بودند امروز نه از اسلام اثری بود و نه از مسلمین به صورت یک امت . اسلام هدفش اینست که مساوات را به طور کامل در میان مردم برقرار کند . اگر اسلام تا وقتی که از مردم استفاده میکند اصلی را طرح کند بعد آنرا عوض کند ، این که اسلام نیست ، این سیاست اروپائی است که اعلامیه حقوق بشر میدهند تا آنجا که ملتهای دیگر را زیر بار بکشند ، همینکه زیربار کشیدند میگویند همه این حرفها مفت است .