مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٤٥٧ - جواب
چشمهايش را بركندند، چون خواستند زبانش را ببرند گفت: چندان صبر كنيد كه سخنى بگويم، رو به سوى آسمان كرد و گفت: الهى بدين رنج كه از براى تو مىبرند محرومشان مگردان و از اين دولتشان بىنصيب مكن [١]، پس گوش و بينى و زبان او را بريدند و [هنگام] نماز شام سرش را بريدند، و روز ديگر اعضاى او را سوختند و روز ديگر خاكسترش را بر باد دادند [٢].
نقل است كه شبلى گفت كه: حسين منصور را به خواب ديدم، گفتم: خدا با اين قوم چه كرد كه تو را كشتند؟ گفت: هر دو گروه را آمرزيد و رحمت كرد، آنكه بر من شفقت كرد مرا بدانست و از بهر حقّ شفقت كرد، و آنكه عداوت كرد مرا ندانست و از بهر حق عداوت كرد [٣].
و نقل است كه شبلى گفت كه: شبى به سر تربت او بودم تا بامداد نماز كردم و مناجات كردم كه الهى بندۀ تو بود و مؤمن و عابد و موحّد اين بلا به او چرا كردى؟ خواب بر من غلبه كرد و قيامت را به خواب ديدم و از فرمان حق شنيدم كه اين از آن كردم با وى كه سرّ ما با غير ما گفت [٤]، تمام شد كلام عطّار.
و در «تاريخ ابن خلّكان» مذكور است كه: اكثر علماى عصرش فتوا دادهاند به اباحۀ قتلش [٥].
و از جمله كسانى كه فتوا به قتلش داد حسين بن روح بود كه از جملۀ نوّاب أربعۀ حضرت صاحب الأمر (عج) است [٦]، و در كتب رجال مسطور است كه
[١] ب: مگردان.
[٢] تذكرة الاولياء: ٢/ ١٤٤ (با اندكى اختلاف).
[٣] تذكرة الاولياء: ٢/ ١٤٥.
[٤] تذكرة الاولياء: ٢/ ١٤٥.
[٥] وفيات الاعيان: ٢/ ١٤٤.
[٦] غيبت شيخ طوسى: ٤٠٥، بحار الانوار: ٥١/ ٣٧٣ و ٣٨٠.