مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٩٨ - جواب
را در كيسه كند به نحوى كه مماثل ميّت عورتش را مىشويد؛ بشويد، خلاصه نظر به ساير بدنش ننمايد، و آن را مانند عورتش پندارد و غسل دهد.
لكن اظهر آن است كه: آنچه حلال النظر است از براى غاسل سترش واجب نيست بلكه سنّت است، و اللّه العالم.
سؤال قيه [١١٥]:
حكّام شرع كه در كتب فقها مذكور است كه ولى؛ يا حاكم شرع بايد متوجّه امور صغير يا مجنون يا غايب شود؛ مراد كيست؟ شيخ الاسلام كه در اين ايّام تعيين مىشود از جانب حاكم جور؛ ايشانند كه مطلقا هرّ را از برّ فرق نمىكنند؟
جواب:
حاكم شرع مجتهد حىّ جامع الشرائط است به اجماع كل علماء [١].
سؤال قيو [١١٦]:
مراد از هرّ و برّ در كلام مردم كه مىگويند: فلانى هرّ را از برّ فرق نمىكند چيست؟
جواب:
هرّ و برّ به كسر «ها» و «با» و فتح هر دو و ضمّ هر دو مىگويند، و مشهور كسر است، و بر اين تقدير احتمال چند معنى دارد:
اوّل: «هرّ» به معنى بچۀ گربه است و «برّ» به معنى بچۀ موش است [٢] و اين اشهر و اظهر معانى آن است.
دويم: «هرّ» خواندن گوسفند است و «برّ» راندن آن [٣].
سيّم: «هرّ» خواندن گوسفند است به سوى آب و «برّ» خواندن آن است به سوى علف ٤.
چهارم: «هرّ» عاق كردن است و «برّ» احسان نمودن ٥.
[١] مفاتيح الشرائع: ٣/ ٢٤٧ و ٢٤٨.
[٢] قاموس المحيط: ١٠/ ٣٨٤، تاج العروس: ١٠/ ١٦٤.
[٣] ٣- ٥ تاج العروس: ١٠/ ١٦٤.