مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٤٧٥ - جواب
حديث.
و از جمله مؤيّدات آنكه: دو مثال ديگر در نحو به همين نحو به اسم شريف آن حضرت شهرت يافته، يكى قضيّۀ [أعوذ باللّه من معضلة] و لا ابو الحسن لها [١]. يعنى: [پناه مىبرم به خدا از] مسألهاى مشكل و ابو الحسن نباشد كه آن را حلّ نمايد، و مراد از ابو الحسن در اينجا حضرت أمير (عليه السلام) است بالإجماع.
و ديگر؛ «لو لا علي لهلك عمر» [٢]، يعنى: اگر على نمىبود عمر هلاك مىشد، و مراد به على و عمر در اينجا، آن حضرت است با عمر بن خطّاب، به اتّفاق كلّ علماء. و موافق مثال مشهور: (لكل ثان ثالث) مثال ضرب زيد عمروا (ثالث ثلاثة) باشد.
پس اگر گوئى: چرا زيد را- كه اسم خفىّ آن حضرت است- ترجيح دادند بر نام جلى آن حضرت؟
مىگوئيم: شايد به جهت اين باشد كه: امثال غالبا در زبان اطفال و جهّال مذكور و متكرّر مىگردد و در هر مرتبه تسليم و ترضّى و تكريم بر آن حضرت متعسّر مىباشد لهذا اسم خفىّ را بر جلىّ ترجيح دادند كه به ذهن غالب مردم نرسد و موجب ترك تعظيم و سوء ادب نگردد.
و اگر گوئى: پس چرا در آن دو مثال ديگر چنين نكردند بلكه اسم جلىّ آن حضرت را يا كنيۀ مشهورۀ او را مذكور ساختند؟
[١] مغنى اللبيب: ١/ ١٢٦، كافى: ٧/ ٢٤٩ حديث ٤، تهذيب الاحكام: ١٠/ ٩٤ حديث ٣٦١، الغدير:
٣/ ٩٨ (با اندكى اختلاف)، وسائل الشيعة: ٢٨/ ٢٣٢ حديث ٣٤٦٣٣.
[٢] جامع المقدمات: ١/ ١٦٦، ذخائر العقبى: ٨٢، مناقب خوارزمى: ٨١، ينابيع الموده: ١/ ٨٥، شرح نهج البلاغة ابن ابى الحديد: ١/ ١٨، الاستيعاب: ٣/ ٣٩، تذكرة الخواص: ١٤٧، كفاية الطالب: ٢١٩ و ٣٣٤ (با اندكى اختلاف)، نظم درر السمطين: ١٣٠ و ١٣٢، فرائد السمطين: ١/ ٣٣٧ براى اطلاع بيشتر مراجعه شود به احقاق الحق: ٨/ ١٨٢- ١٩٢، ١٧/ ٤٤٢- ٤٤٤، الغدير: ٣/ ٩٧.