مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٤٤٤ - جواب
تقدير اشتراك معنوى، و ثانيا بر تقدير اشتراك لفظى.
امّا از دليل اوّل بر تقدير اشتراك معنوى به اين نحو است كه: قائلين به اشتراك معنوى دو فرقهاند، يكى اضافيين و ديگرى حقيقيين، أمّا از جانب قائلين به اضافه به اينكه مىگوئيم كه: معنى عينيّت اين است كه واجب به حيثيّتى است كه از آن من حيث هو، و من حاق ذاته و من ذاته بذاته مع قطع النظر عن جميع اغياره معنى هستى انتزاع مىشود، و سيجيء تحقيقه ان شاء اللّه تعالى، و على هذا ممكن است اختيار هر يك از دو شق ترديد آخر.
اما اول پس به اين نحو كه مىگوئيم كه: اين وجود عين وجود مطلق است چه حقيقة يك حصّه است از وجود مطلق، لكن من حيث لحوظ جانب الحمل عين مطلق است.
قولكم: ثبت المطلوب. قلت: لا، كما لا يخفى.
و امّا ثانى: پس مىگوئيم كه: عين نيست بلكه حصّه است و لا يلزم التركب و هو ظاهر.
و امّا از جانب حقيقيين، پس به اين روش كه مىگوئيم- چنانكه بعد از اين خواهد آمد در سؤال مذكور-: طبيعت وجود من حيث هي امر واحد شخصى است كه در تحت آن افراد متعدّدۀ متخالفۀ در حقيقت است و يك فرد آن واجب است، نه اين كه واجب عين طبيعت مذكوره است، پس اختيار مىكنيم شقّ ثانى را.
قولكم: يلزم التركّب. أقول: ممنوع و قد سبق سند المنع فلا تغفل.
و اما از دليل ثانى- بر تقدير اشتراك معنوى- پس از جانب قائلين به اضافه مىگوئيم كه: لا نسلّم اينكه وراى ماهيّت امرى است موجود كه منشأ آثار و احكام است، هرچند كه منع خشكى باشد. كما ستعرف.
و اما از جانب حقيقيين، پس به اختيار شقّ ثانى است به اينكه مىگوئيم