مقامع الفضل - البهباني، الشيخ محمد علي - الصفحة ٤٢٦ - سؤال تنز ٤٥٧
و عدّۀ حامله در طلاق وضع حمل است، هرچند كه بعد از طلاق بىفاصله بزايد كه به آن از عدّه بيرون مىرود [١].
سؤال تنه [٤٥٥]:
زن آزادى است غير حامله و عدّهاش سه روز است؟
جواب:
عدّۀ متعه در بعضى از روايات يك حيض است [٢] و آن به سه روز متحقّق مىگردد [٣].
سؤال تنو [٤٥٦]:
زنى در بغداد بر فراش شوهرش زائيده و فرزندش به مردى در بصره ملحق گرديد، و حال آنكه آن بصرى او را نديده و نشناخته است و جماع نكرده و به نكاح خود مطلقا درنياورده؟
جواب:
اين در صورتى است كه زن بصرى به حرارت جماع شوهرش برخاسته و با دخترى مساحقه نموده، پس نطفۀ شوهرش به آن دختر داخل شده و بعد از چهار ماه آن دختر به بغدادى شوهر كرده، و بعد از پنج ماه ديگر فرزندى زائيده، پس آن فرزند از بغدادى نخواهد بود، زيرا كه اقلّ مدّت حمل كه شش ماه است از وطى او نگذشته، پس آن دختر و آن زن هر دو اقرار به مساحقه نمودند و فرزند به بصرى ملحق گرديد، چنانكه امام حسن مجتبى (عليه السلام) در مثل اين قضيّه حكم فرمود [٤].
سؤال تنز [٤٥٧]:
باقلافروشى ديگ باقلائى دارد، پس بر او چوپانى با گلّهاش گذشت و يكى از آن گوسفندان سرش را در ديگ كرد كه باقلا خورد و چون خواست كه سرش را بيرون آورد نيامد و چاره در تخليص آنها منحصر در كشتن گوسفند، يا شكستن ديگ شد، چه بايد كرد؟ و حال آنكه هيچ يك از باقلائى و چوپان راضى به نقصان خود نمىشوند؟
[١] كفاية الاحكام: ٢٠٥، رياض المسائل: ٢/ ١٨٦.
[٢] كافى: ٥/ ٤٥٨ حديث ١.
[٣] د، حجرى: مىشود.
[٤] كافى: ٧/ ٢٠٣ حديث ١.